هستی و یونا

امروزه خشونت در دنیای کودکان نیز رسوخ کرده و به نوعی در روابط بین آنان خودنمایی می کند. به گفته ی ژان ماری پتی کلرک، متخصص تعلیم و تربیت : " خشونت امری طبیعی است، آنچه طبیعی نیست صلح و دوستی است.هدف از تعلیم و تربیت کودکان، آموزش برقراری ارتباطی دوستانه با افرادی است که با او متفاوت هستند. چرا که تفاوت، به خودی خود باعث ایجاد ترس در کودک می شود و این ترس در نهایت به بروز خشونت می انجامد. روحیه خشونت طلبی در کودک قرن بیست و یکم بیشتر از کودک دوران های گذشته نیست. "آنچه که بین این دو تفاوت ایجادمی کند این است که امروزه بزرگتر ها نمی دانند چگونه این روحیه تهاجم و خشونت طلبی در کودکان را تحت کنترل در آورند. در برخی موارد والدین، کودکان خود را حتی با کتک زدن به دفاع از خویش تشویق می کنند.این رفتار هیچ گاه برای دور کردن کودک از خشونت مناسب نبوده و حتی می تواند نتبجه معکوس داشته باشد.

در این جا منظور خودداری از مشاجره و کشمکش نیست، چرا که این جزیی از روابط انسانی است و کودک باری خودسازی به آن نیازمند است؛ بلکه هدف آموزش مهارکردن خشم باری جلوگیری از رفتار های خشونت آمیز است. وی در ادامه می افزاید : " خشم و روحیه ی تهاجمی ، به کودک  اجازه می دهد که نارضایتی خود را از وارد شدن دیگری به حریمش نشان دهد.

اگر یک کودک هیچ ویژگی تهاجمی نداشته باشد، این خطر وجود دارد که به بی اعتنایی به همه چیز عادت کند. البته این بدان معنا نیست که به او توصیه کنیم تا جواب مشت را با مشت بدهد؛ بلکه باید به او بیاموزیم تا در رویارویی با مسائل مختلف، احساسات خود را بروز دهد.هر چه او بیشتر قادر به بیان احساساتش در مقابل دیگران باشد ( من از دست تو عصبانی هستم چون که ....)، رفتار های خشونت امیز کمتری از او بروز می کند." و این بزرگتر ها هستند که باید در این راه به او کمک کنند.

در این راستا، نخست باید به کودک اجازه داد تا هر چه زودتر از وهم و خیال قدرت مطلق داشتن بیرون بیاید. باید یاد گرفت که قاطعانه به او "نه" گفت و بدین صورت به او فهماند که نمی تواند مانند یک فرد مستبد یا متوسل به زور ، آنچه را می خواهد بدست اورد.زیرا در اغاز کودک بر این باور است که با داد و فریاد می تواند به همه کس دستور دهد.

از سوی دیگر ، می توان از کودک خواست تا از خوی تهاجمی اش بدون ابراز خشونت و در عین احترام و گذشت برای یافتن راه حلی رضایت بخش استفاده کند. حتی باید به او نشان دهیم که ما به توانایی او در انجام این کار اعتقاد داریم ومی توانیم به او اعتماد کنیم. بدین صورت او را تحریک می کنیم تا رفتار های صلح طلبانه را ، هر چه سخت و دشوار ، گسترش دهد. اموزش صلح و دوستی لزومااز این راه امکان پذیر است.

نتیجه گیری :

1)       بچه ها ، همیشه آدمهایی هستند که دوست دارند بر همه تسلط داشته باشند.

2)      بچه ها ، اگر ما همدیگر را کتک بزنیم ، دعوا هرگز تمام نمی شود.

3)      بچه های شجاع ! ما باید در برابر زور گویان از خودمان دفاع کنیم.

4)      بچه ها، ادم زور گو روزی تنها و بدون دوست می شود.

5)      بچه ها مراقب باشید! بعضی کلمات دیگران را عصبانی می کند و بعضی دیگر دوستی می آورد.

6)      بچه ها ، در برابر زور گویان باید با هم متحد باشیم.

بچه ها ! ایجاد صلح و دوستی لذت بخش است.

منبع : چرا آدمها با هم دعوا می كنند ؟ نویسندگان : كاترین پروتو - ماتیو دولوپیه - ماری اپینه . ترجمه : فرخ الدین نجاتی و حمیده موسوی