هستی و یونا

امروزه خشونت در دنیای کودکان نیز رسوخ کرده و به نوعی در روابط بین آنان خودنمایی می کند. به گفته ی ژان ماری پتی کلرک، متخصص تعلیم و تربیت : " خشونت امری طبیعی است، آنچه طبیعی نیست صلح و دوستی است.هدف از تعلیم و تربیت کودکان، آموزش برقراری ارتباطی دوستانه با افرادی است که با او متفاوت هستند. چرا که تفاوت، به خودی خود باعث ایجاد ترس در کودک می شود و این ترس در نهایت به بروز خشونت می انجامد. روحیه خشونت طلبی در کودک قرن بیست و یکم بیشتر از کودک دوران های گذشته نیست. "آنچه که بین این دو تفاوت ایجادمی کند این است که امروزه بزرگتر ها نمی دانند چگونه این روحیه تهاجم و خشونت طلبی در کودکان را تحت کنترل در آورند. در برخی موارد والدین، کودکان خود را حتی با کتک زدن به دفاع از خویش تشویق می کنند.این رفتار هیچ گاه برای دور کردن کودک از خشونت مناسب نبوده و حتی می تواند نتبجه معکوس داشته باشد.

در این جا منظور خودداری از مشاجره و کشمکش نیست، چرا که این جزیی از روابط انسانی است و کودک باری خودسازی به آن نیازمند است؛ بلکه هدف آموزش مهارکردن خشم باری جلوگیری از رفتار های خشونت آمیز است. وی در ادامه می افزاید : " خشم و روحیه ی تهاجمی ، به کودک  اجازه می دهد که نارضایتی خود را از وارد شدن دیگری به حریمش نشان دهد.

اگر یک کودک هیچ ویژگی تهاجمی نداشته باشد، این خطر وجود دارد که به بی اعتنایی به همه چیز عادت کند. البته این بدان معنا نیست که به او توصیه کنیم تا جواب مشت را با مشت بدهد؛ بلکه باید به او بیاموزیم تا در رویارویی با مسائل مختلف، احساسات خود را بروز دهد.هر چه او بیشتر قادر به بیان احساساتش در مقابل دیگران باشد ( من از دست تو عصبانی هستم چون که ....)، رفتار های خشونت امیز کمتری از او بروز می کند." و این بزرگتر ها هستند که باید در این راه به او کمک کنند.

در این راستا، نخست باید به کودک اجازه داد تا هر چه زودتر از وهم و خیال قدرت مطلق داشتن بیرون بیاید. باید یاد گرفت که قاطعانه به او "نه" گفت و بدین صورت به او فهماند که نمی تواند مانند یک فرد مستبد یا متوسل به زور ، آنچه را می خواهد بدست اورد.زیرا در اغاز کودک بر این باور است که با داد و فریاد می تواند به همه کس دستور دهد.

از سوی دیگر ، می توان از کودک خواست تا از خوی تهاجمی اش بدون ابراز خشونت و در عین احترام و گذشت برای یافتن راه حلی رضایت بخش استفاده کند. حتی باید به او نشان دهیم که ما به توانایی او در انجام این کار اعتقاد داریم ومی توانیم به او اعتماد کنیم. بدین صورت او را تحریک می کنیم تا رفتار های صلح طلبانه را ، هر چه سخت و دشوار ، گسترش دهد. اموزش صلح و دوستی لزومااز این راه امکان پذیر است.

نتیجه گیری :

1)       بچه ها ، همیشه آدمهایی هستند که دوست دارند بر همه تسلط داشته باشند.

2)      بچه ها ، اگر ما همدیگر را کتک بزنیم ، دعوا هرگز تمام نمی شود.

3)      بچه های شجاع ! ما باید در برابر زور گویان از خودمان دفاع کنیم.

4)      بچه ها، ادم زور گو روزی تنها و بدون دوست می شود.

5)      بچه ها مراقب باشید! بعضی کلمات دیگران را عصبانی می کند و بعضی دیگر دوستی می آورد.

6)      بچه ها ، در برابر زور گویان باید با هم متحد باشیم.

بچه ها ! ایجاد صلح و دوستی لذت بخش است.

منبع : چرا آدمها با هم دعوا می كنند ؟ نویسندگان : كاترین پروتو - ماتیو دولوپیه - ماری اپینه . ترجمه : فرخ الدین نجاتی و حمیده موسوی

   


بیش فعالی در کودکان

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


 

 


 

 


 

كودكان پرتحرک نیازها و انتظارات

 

 

 

 

اگر كودك شما تحرك طلب و پرتب و تاب است، باید نیازهای او را بررسی كنید. خوشبختانه امروزه تكنیك ها و روش هایی كه او بتواند توسط آنها خود راآرام كند، در دسترس است. پرخاشگری خبر نمی كند. چنانچه در دوران نوزادی متوجه رفتار مبارزه طلبانه فرزندتان شدید، زمان بیداری او را تنها به آموزش اختصاص ندهید. انتظارات متفاوتی برای چنین بچه ای قائل شوید و روش های مختلفی را به كار گیرید. در طول دوران نوزادی، بچه تحرك طلب ممكن است به خاطر هر مسأله كوچكی گریه كند و خیلی دیرتر از بچه های دیگر خودش را با عادت های خوردن و خوابیدن وفق دهد.

 

اما یك مسأله خوب هم وجود دارد و آن اینكه احتمالاً مشكل زیادی برای فهمیدن احساسات و احتیاجات این بچه ندارید.چرا كه او در مقابل هر عملی كه به نظرش ناخوشایند بیاید عكس العمل شدیدی از خود نشان خواهد داد، مخصوصاً زمانی كه شروع به حرف زدن میكند احتیاجات خود را زبانی بیان میكند. از این گذشته، كودك تحرك طلب همیشه و در همه موارد بدون انعطاف نیست. برای مثال اگر چه ممكن است از تجربیات جدید پرهیزكند و حاضر به پذیرش آنها نباشد، ولی عاشق گذراندن وقتش با شما است. او با شما بیشتر احساس راحتی و خوشحالی میكند. آگاهی داشتن از احتیاجات چنین كودكانی به شما كمك می كند تا دنیای او را به گونه ای شكل دهید كه اغلب تجربیات برای او ساده تر یا مسرت بخش تر شود. برای مثال در طول اولین سال زندگی احتمالاً به این موضوع پی می برید كه چه روش های مشخصی را برای آرام كردن و از بین بردن ناراحتی های او باید به كار گیرید و بعد از یك سالگی زمان آموزش این روشها فرا می رسد. در آن زمان ممكن است كودكتان تا حدی اذیت شود چنانچه در حین آموزش شروع به مكیدن پستانك یا انگشتش كرد با منع كردن كودك از این كار او را مایوس نكنید. این اعمال كاملاً طبیعی و در اغلب موارد روش هایی موثر برای آرام كردن او می باشند. یك پتو یا اسباب بازی نرم كه بتواند در مواقع فشار روحی وناراحتی به آن پناهنده شود، كمك بسیار موثری برای آرام كردن اوست.

 

حتماً باید چنین اشیایی درمواقع احتیاج كودكتان در اطرافش باشد. مثلاً وقتی تا دیروقت كارمی كنید یا مواقعی كه با كودكتان در محیطی مهیج مثل سوپرماركت یارستوران هستید و احتمال مایوس یا ناراحت شدن او وجوددارد، بهتر است كه چنین اشیایی دركنارش باشد. اگر پدر یا مادر بچه ای تحرك طلب و پرخاش جو هستید، نسبت به برطرف كردن احتیاجات خود جدی باشید. استراحت به اندازه نیاز، ورزش و ارتباط با افراد قابل اعتماد از اعمال موثری است كه می توانید انجام دهید. این كار كمك شایانی به انعطاف پذیر بودن شما در مقابل خواسته های كودكتان می كند، چنانچه فكرمی كنید صبر و توانتان را از دست داده اید و دیگر نمی توانید رفتار كودكتان را تحمل كنید، بدون معطلی باپزشك تماس بگیرید. او حتماً می تواند برای كنترل رفتار كودكتان شما را راهنمایی كند.

 

كـــــــــودك آسان گیــــــــــر

اما چنانچه كودكتان آسان گیر و بردبار است، خدا را شكر كنید و بدانید كه از خوش شانس ترین افراد روی زمین هستید. كودكان یك ساله ای كه رفتاری ملایم و متعادل دارند، بچه هایی شاد و سرزنده هستند. آنها با شرایط جدید خیلی زود اخت می گیرند. به ندرت گریه می كنند و از برنامه های ثابت مانند آماده شدن برای خواب و خورد و خوراك در یك زمان خاص از روز پیروی می كنند. آنها آنقدر سخت گیر نیستند كه غذاهای جدید یا بی خوابی را نتوانند تحمل كنند. رفتارها و پاسخ های این بچه ها به عوامل و افراد متفاوت در دنیای اطرافشان آنقدر مشخص است كه می توان آنها را به طورمشخص پیش بینی كرد، البته نه آنقدر كه به نظر اغراق آمیز برسد.

 

چنانچه بچه ای آسان گیر دارید، مبارك باشد! و با تمام جوانب زندگی روزانه به خوبی كنار می آید، دیگران و اتفاق هایی كه در اطرافش می افتد برایش جالب هستند و رفتارش به گونه ای است كه به راحتی قابل فهم است.برای مثال زمان یادگیری رفتن به موقع به دستشویی، همه چیز به خوبی پیش می رود. كلمات یا حركات كلیدی او به شما می فهماند كه به دستشویی نیاز دارد. با این حال، داشتن كودكی با رفتاری متعادل و ملایم نیز بدون اشكال و سختی نیست. ازآن جایی كه كودكان یك ساله آسان گیر هیچ گونه درخواستی ندارند و یا اگر هم داشته باشند، آن را ابرازنمی كنند، گاهی اوقات پدر ومادر برای برطرف كردن نیازهای آنها با مشكل مواجه می شوند، زیرا متوچه نمی شوند آنها به چه چیز نیاز دارد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود كه كودك دیگری البته نه به صبوری و آرامی او در خانواده باشد.چون ممكن است نیازهای كودك ساكت و متكی به نفس شما نادیده گرفته شود. مراقب باشید كه كودك آسان گیر یك ساله خود رابا وسایلش برای یك مدت طولانی تنها نگذارید. نمی گوییم كه به او اجازه ندهید تامتكی به خود و بی نیاز بار بیاید،اما مطمئن شوید كه او درخواست هایش را حتماً مطرح میكند و توانایی اینكار را دارد.

 

كـــــلام آخـــــر اینكــــه :

داشتن یك كودك آسان گیر در كنار كودكان دیگری كه چندان مطیع نیستند، شما را بدعادت خواهد كرد سعی كنید رفتارتان با او همانند دیگر فرزندانتان باشد.


 


 


   


موسیقی در كودك

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



 نوع موسیقی و تاثیر آن بر کودک


دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها و حیوانات و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند. به عنوان مثال در کشور هلند برای پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام استفاده می کنند.اگر ما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک برای تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود...


نــوع موسیقــــی و اثــــر آن بر روح و روان کـــــودکانمان :

تاثیرات روانی موسیقی هایی از نوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا کرد که یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن و شنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است و سبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل کنند. و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون و یا سکوت های طولانی و … دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت. حال اگر موسیقی ایی که مربوط به سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می تواند تآثیرات زیر را داشته باشد :

  • شادابــــی و نشاط
  • آرامش روحـــی و روانــــی ( باانرژی اضافـــی )
  • آمادگی ذهنـــی برای فـــراگیری مطالب

بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان :

کودک امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی مسیری را برای خود روشن کرده اند.

کودکانی وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.

   




3 توصیه روان‌شناسان به والدین - منصور بهرامی - روان‌شناس بالینی
تربیت کودک بدزبان


--------------------------------------------------------------------------------
وقتی کودکان شروع به بدزبانی، تمسخر، پرخاش،‌ استفاده از کلمات نامطلوب و گاه فحش دادن می‌کنند، ما به شکلی غمناک متوجه قدرت کودک در تقلید کلمات خوب و بد خودمان و اطرافیان می‌شویم...

بدزبانی تنها از راه آموختن و مواجه شدن با آن به وجود می‌آید بنابراین باید موقعیت‌هایی را که طی آن ممکن است کودک این کلمات نامطلوب را بشنود، محدود کنید یعنی مواظب برنامه‌های تلویزیونی که کودک می‌بیند، دوستانی که با آنها رفت و آمد دارید و طرز صحبت خود باشید تا بتوانید این کلمات را از مجموعه لغاتی که کودک به کار می‌برد حذف کنید. 13 توصیه زیر به شما کمک می‌کند در تربیت کودک خود تاثیرگذارتر و موفق‌تر باشید.
1) بدزبانی کودک را نادیده بگیرید: سعی کنید به بدزبانی‌های اهانت‌بار کودک کمترین توجهی نشان ندهید. وانمود کنید که آن را هرگز نشنیده‌اید، بنابراین هرگونه تاثیر آن را بر خودتان از بین برده و بازی او را به یک بازی یک نفره تبدیل کنید که اصلا برای کودکان جالب نیست.

2) از خوش‌زبانی کودک تعریف و تمجید کنید: بگذارید کودک بداند چه نوع گفتاری را می‌پسندید. هر بار که بدزبانی نمی‌کند به این امر اشاره کنید. برای مثال بگویید: «خوشم می‌آید وقتی سوالی از تو می‌پرسم آرام جواب می‌دهی.» به او نشان دهید که کدام گفتار وی بدزبانی به حساب می‌آید.

3) خودتان هم بدزبانی نکنید: از آنجا که می‌دانید بدزبانی شیوه‌ای است که کودک برای اعمال کنترل بر شما به کار می‌گیرد،‌ پس خودتان بدزبانی نکنید. او ممکن است به دنبال راه‌هایی باشد تا عمدا شما را عصبانی کند و با بد زبانی توجه شما را به خود جلب کند پس،‌ از شرکت در این بازی خودداری کنید.

4) بدزبانی را به کودک آموزش ندهید: با عصبانیت پاسخ دادن به کودک، تنها به او می‌آموزد چگونه بدزبانی کند. هر چند دشوار است ولی وقتی با عصبانیت سر شما فریاد می‌کشد، شما متقابلا این کار را انجام ندهید بلکه سعی کنید با احترام گذاشتن به کودک، احترام گذاشتن به دیگران را به او آموزش دهید. نسبت به کودک خود مودب باشید، گویی که او میهمان است.

5) با کودک همان‌گونه حرف بزنید که مایلید با شما حرف بزند: به کودک بیاموزید چگونه از بیانی که شما دوست دارید،‌ استفاده کند. در بین صحبت‌ها از این کلمات استفاده کنید: «ممنونم، لطفا، متاسفم و...» همچنین به او بیاموزید تنها آنچه گفته می‌شود بدزبانی محسوب نمی‌شود بلکه گاهی لحن سخن گفتن هم ناخوشایند به نظر می‌رسد.

6) برای کودک توضیح دهید که بدزبانی یعنی چه: لازم است فکر کنید آیا کودک بدزبانی می‌کند یا فقط شیوه بیانش این‌گونه است؟ در این میان می‌توان مواردی از این قبیل را ذکر کرد: طعنه زدن،‌ به کار بردن اسم کوچک برخی افراد، با فریاد پاسخ گفتن و سرپیچی گستاخانه، بدزبانی تلقی می‌شود ولی حالات امتناع ساده مانند «نمی‌خواهم که» غرغر کردن و پرسش‌هایی مانند «آیا باید» تنها اظهار عقیده محسوب می‌شوند نه بدزبانی.

7) بر گفتار دوستان، رسانه‌ها و خودتان نظارت کنید: توجه کنید که خودتان و اطرافیانتان چگونه صحبت می‌کنید. دقت کنید کودکان تا حد امکان کمتر سخنان ناخوشایند، نیش‌دار و یا دوپهلو بشنوند و یاد بگیرند.

8) به دلیل بد زبانی، کودک را تنبیه نکنید: تنبیه را برای موارد مهم و رفتارهای زیان‌باری بگذارید که برای خود کودک و دیگران آزاردهنده و خطرناک است. بدزبانی هم، در بدترین حالت، آزاردهنده است ولی هیچ‌ تجربه‌ای در دست نیست که نشان دهد با تنبیه کردن به دلیل بی‌احترامی، کودک مودب و محترم می‌شود. مجازات تنها ترس را می‌آموزد نه احترام را.

9) لقب دادن را آموزش ندهید: گاه والدین به راحتی همان القاب تمسخرآمیزی را که کودک به زبان می‌آورد به سرش فریاد می‌کشند، برای مثال: «کودن! نمی‌دانی که نباید به کسی لقب بد داد». این کار به کودک اجازه می‌دهد تا همان کلماتی را که شما استفاده می‌کنید، به کار برد. خشم خود را کنترل کرده و به او توضیح دهید که چه‌طور و چرا این قدر عصبانی شده‌اید.

10) به دلیل لقب دادن، کودک را تنبیه نکنید: اگر کودک را به دلیل لقب دادن مجازات کنید، هر گاه از او دور باشید از این واژه‌ها استفاده می‌کند. اعمال مجازات شدید برای درمان بدزبانی، به کودک می‌آموزد که چگونه کاری را پنهانی انجام دهد.

11) از به کار بردن القاب طنزآمیز و خودمانی پرهیز کنید: از صدا کردن کودک خود با القابی که گاه به دلیل احساس صمیمی بودن از آنها استفاده می‌کنید ولی نمی‌خواهید او برای صدا کردن دیگران از آنها استفاده کند، اجتناب کنید. به عنوان مثال گفتن کلمه وروجک یا شیطون می‌تواند به دلیل تقلید کودک از شما استفاده شود.

12) اجازه ندهید به کودک، القاب بد بدهند: راه‌های مطلوبی را به کودک پیشنهاد کنید تا زمانی که دیگران به او لقب می‌دهند، از طریق آنها واکنش نشان دهد. برای مثال بگویید: «وقتی دوستت با اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم خودم را صدا نکنی با تو بازی نمی‌کنم و جواب تو را نمی‌دهم.»

13) اسامی بد و خوب را برای کودک مشخص کنید: به طور دقیق برای کودک توضیح دهید که از چه نام‌هایی نباید استفاده کند. تنها در این صورت می‌توانید از او انتظار داشته باشید که لقب‌های «مجاز» و «غیرمجاز» را بشناس

   


آموزش ترجمه گریه کودک

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



چند روز اول بعد از تولد، نوزاد احتمالاً تمام شبانه روز را خواهد خوابید و به ندرت گریه خواهد کرد. البته هنوز زود است که به این خاطر به خودتان تبریک بگویید. گریه ی نوزاد اغلب چند هفته بعد از تولد شروع و در شش هفتگی به اوج می رسد.

کودکی که گریه می کند در تلاش است تا چیزی به شما بگویید ممکن است بخواهد گرسنگی یا پرخوری و شکم دردش را به شما اطلاع دهد و ممکن است بخواهد بگوید پوشکش خیس و از این بابت ناراحت است. یا بر عکس او آن پوشک مرطوب و گرم را دوست می داشت و حالا که آن را تعویض کرده اند سردش شده است و عصبانی است! ممکن است خسته باشد و دوست دارد به تکان تکان دادن او را بخوابانید یا حوصله اش سر رفته است و انتظار دارد با چیزی او را سرگرم کنید شاید هم می خواهد بگوید از اینکه نمی تواند روی فرش بخزد و به همه چیز دست بزند عصبانی است که البته در این صورت او تمام شش هفت ماه آینده را به گریه می گذارند (اما احتمالاً خزیدن را زودتر شروع خواهد کرد) هنگامی که برای اولین بار نوزادتان را در آغوش می گیرید، تصوری از هیچ یک از این موارد ندارید........

در حقیقت هر چه زودتر نسبت به گریه های او واکنش نشان دهید بهتر است؛ زیرا آرام کردن کودک در ابتدای شروع گریه آسان تر از آرام کردن او در مرحله ی هیستریک و عصبانیت و ناراحتی شدید است.
وظیفه شما چیست؟
گریه ی کودک موجب افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و عرق کردن کف دست های مادر و پدر می شود همچنین شنیدن صدای گریه ی نوزاد ممکن است موجب ترشح شیر شود.
وظیفه شما درک زبان گریه ی نوزادتان است، زیرا گریه نوعی زبان است با درک هر چه زودتر این زبان، فرصت بیشتری برای گوش دادن به قان و غون او دارید و زمان کمتری را به شنیدن جیغ و فریاد او خواهید گذراند. در این مرحله، آنچه نباید انجام دهید. آموزش صبر و حوصله به کودکتان است.
لطفاً ترجمه کنید
اگر چه هیچ کس تاکنون فرهنگ لغتی برای ترجمه ی گریه ی کودک تهیه کرده است، اماریتم و زیر و بم  گریه نوزادتان می تواند کلیه جستجو برای یافتن مشکل باشد.
 
 
خسته: گریه ی زوزه مانند و به نوعی آهنگین، که ممکن است غیر عادی و گاهی همراه با مالش چشم ها و گونه ها باشد.
 
درد شدید ناگهانی: جیغ و به دنبال آن یک سکوت طولانی و سپس یک جیغ دیگر (این حالت را بدون شک بعد از واکسیناسیون فرزندتان خواهید شنید). این نوع گریه و جیغ ممکن است به علت نفخ شکم، گیر کردن پای کودک در فاصله ی نرده های تخت یا فرو رفتن سنجاق پوشک در بدنش باشد.
 
گرسنگی: گریه های کوتاه و موزون و ریتم دار که ناامیدانه به نظر می رسند.
 
اجابت مزاج: بیشتر با یک گریه یا خرناس شروع می شود و اغلب حین غذا خوردن صورت می گیرد.
احساس گرمای زیاد، بیماری یا تب داشتن. گریه ی ناله مانند.
 
عصبانیت یا استیصال: کودک ممکن است هنگام خارج کردن پستانک از دهانش، باز کردن پوشکش یا بدون هیچ دلیل موجهی فریاد های گوش خراشی سر دهد.
 
ملالت و بی حوصلگی: از غرولند شروع و به ضجه و زاری ختم می شود از جا برداشتن کودک بی حوصله موجب قطع فوری گریه اش می شود.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic