سوال‌های کودکان از حوزه ممنوعه

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


کودک

كودكان هر لحظه ممكن است از والدین درباره منشأ تولد ، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم می‌كنند و با تشویش و نگرانی به این می‌اندیشند كه آیا فرزند كوچك آنها دچار انحراف خطرناكی شده است؟ بعضی والدین سعی می‌كنند این قبیل پرسش‌ها را مسكوت بگذارند، برخی نیز پاسخ‌های انتزاعی و فانتزی به كودك می‌دهند، اما برخورد درست والدین با این پرسش‌ها چگونه باید باشد؟ فرزندان ما در زندگی چند نوع رشد را تجربه می‌كنند: رشد جسمانی، رشد شناختی (تغییر در شیوه تفكر)، رشد اخلاقی (شناخت خیر و شر و تشخیص خوبی و بدی)، رشد اجتماعی (جدا شدن فرزند از خانواده و رفتن او به سمت اجتماع)، رشد روانی (اعتماد به نفس، تقویت اراده و ...) و رشد جنسی (تحولات هورمون‌ها و فعالیت غدد جنسی).

 

شروع  كنجكاوی‌های جنسی‌

یك روانشناس دراین باره می‌گوید: كودكی كه به سمت رشد جنسی می‌رود از نظر رشد شناختی نیز تغییر می‌كند و این هر دو منجر به پرسش‌ها و كنجكاوی‌هایی درباره این گونه مسائل خواهد شد.

به عبارت دیگر، كودكی كه رشد شناختی ندارد و هنوز در مرحله نوباوگی و نوزادی است طبیعتا هیچ پرسشی درباره اینگونه مسائل ندارد ، اما هر چقدر رشد می‌كند و تحولات را در خودش می‌بیند كنجكاوی‌هایش نیز به همان میزان بیشتر می‌شود؛ البته اوج این كنجكاوی‌ها در دوره بلوغ اتفاق می‌افتد.

شاید به همین علت است كه این سنین را سن بحرانی زندگی می‌شناسیم. تغییرات فیزیكی بدن در این دوره می‌تواند برای فرد ابهام ایجاد كند.

خانواده‌هایی كه ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسش‌های جنسی) در گروه همسال بررسی می‌شود كه چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم می‌كند بنابراین بسیار حیاتی است كه والدین با در نظر گرفتن مقطع سنی كودك به پرسش‌های او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرایش یافته و در فضایی نامطلوب اطلاعات گمراه كننده‌ای دریافت خواهد كرد.

خانواده‌هایی كه ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسش‌های جنسی) در گروه همسال بررسی می‌شود كه چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم می‌كند.

تبعات دروغ به كودك‌

 والدین باید به خاطر داشته باشند هیچ‌گاه نباید در هیچ مقطع سنی به كودكان پاسخ غلط داده شود. در دوران كودكی، فرزندان ما بسیار زودباور هستند. اگر به آنها گفته شود شما را از بیمارستان خریده‌ایم یا خدا شما را از آسمان برای ما فرستاده است و ... به احتمال زیاد باور می‌كنند و در خیالپردازی هایشان به كار می‌برند اما آنها به طور مسلم با بزرگ تر شدن خود پی به نادرستی این اطلاعات می‌برند و حكم صادر می‌كنند: « پدر و مادر من دروغ گفته‌اند ، در نتیجه پدر و مادر من دروغگو هستند بنابراین می‌توانند دروغ‌های دیگری هم بگویند و اتفاقا به خاطر این كه می‌توانند دوباره دروغ بگویند پس غیرقابل اعتماد هستند. پس من بعد از این مشكلات  و سوالاتم را با آنها در میان نخواهم گذاشت.»

همان طور كه در این نتیجه‌گیری‌های سلسله‌ای می‌بینید موضوع جدی‌تر از آن است كه تصور می‌كنیم. یك دروغ به نظر مصلحتی كه شاید اهمیت چندانی برای والدین نداشته باشد در درازمدت می‌تواند ریشه جدایی فرزند از كانون خانواده باشد.

چرا اینگونه مسائل به تابو تبدیل می‌شود؟

آموزش و راهنمایی در دوره بلوغ اهمیت بسیار زیادی دارد. واقعا والدین باید به ضرورت این راهنمایی‌ها پی ببرند و تغییرات جسمی و ذهنی دوره بلوغ را در فضایی مثبت و با ادبیاتی صحیح برای فرزندانشان شرح دهند.

چه اشكالی دارد والدین ما ورود فرزندشان از دوره كودكی به دوره نوجوانی و جوانی را به او تبریك بگویند. نكته مهمی كه والدین باید به آن توجه كنند این است كه اگر واقعا پاسخی به پرسش‌ها و ابهامات فرزندشان ندارند او را نزد مشاور و روان‌شناس ببرند.

خیلی مهم است كه در این دوره فرزند ما آگاهی‌های صحیحی درباره اینگونه مسائل داشته باشد تا آنها به تابویی در ذهن او تبدیل نشوند وگرنه دریافت نكردن اطلاعات درست می‌تواند تاثیر منفی در زندگی زناشویی او داشته باشد از طرفی به تحریك كنجكاوی‌های او در دوره كودكی نیز منجر می‌شود.

نیازی به بازگویی جزییات نیست‌ .والدین باید درباره توضیحات و رفتارهای خود‌شان بسیار محتاطانه عمل كنند. متاسفانه بعضی والدین از آن طرف بام می‌افتند و توضیحاتی می‌دهند كه نیازی به آن حجم از ورود به جزییات نیست.

وقتی والدین به پرسش‌های كودكانشان اهمیت می‌دهند و پاسخ‌های سنجیده‌ای برای ابهام‌های آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق می‌یابد ، در صورتی كه فرار از سوال یا پاسخ‌های فانتزی ذهن كودك را بیشتر درگیر موضوع می‌كند.

لزوم آگاهی والدین به دوره‌های رشد

قبول داریم كه پاسخ به پرسش‌های جنسی كودك و نوجوان تا اندازه‌ای دشوار است، اما تجربیات موجود نشان می‌دهد والدین می‌توانند با پاسخ‌های درست خود به كودك كمك كنند سریع‌تر و سالم‌تر به آگاهی‌های صحیح برسد.

کودک

 

برای مثال در پاسخ به سوال: چگونه انسان ها صاحب فرزند می شوند؟ درکودکان زیر 6 سال می‌توانید بگویید وقتی یك زن و مرد با هم ازدواج می‌كنند خداوند اراده می‌كند آنها صاحب فرزند شوند. بسیاری از كودكان زیر 6 سال این پاسخ را می‌پذیرند ، وقتی هم كه بزرگ شدند متوجه می‌شوند شما دروغ نگفته‌اید.اما جواب پرنده ها برای آن ها فرزند می آورند ،حتی اگر برای کودکی در این سن قابل قبول باشد ،اما در آینده ای نزدیک می فهمد که به او دروغ گفته اید.

 

ازسوی دیگر پزشكان متخصص معتقدند وقتی والدین به پرسش‌های كودكانشان اهمیت می‌دهند و پاسخ‌های سنجیده‌ای برای ابهام‌های آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق می‌یابد ، در صورتی كه فرار از سوال یا پاسخ‌های فانتزی ذهن كودك را بیشتر درگیر موضوع می‌كند.

فراموش نكنید صحبت درباره این موضوع تنها زمانی باید باشد كه كودك كنجكاوی نشان می‌دهد یا سوالاتش را می‌پرسد، بنابراین وقتی كودك سوالی درباره مسائل جنسی نمی‌پرسد نیازی به توضیح دادن نیست.

   


سخن آموزی در کودکان

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


به جای قصه خواندن با بچه ها حرف بزنید

به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی معنی باشد

 آپلود عکس

 

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند. نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب می‌کنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام می‌دهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتاب‌ها هم تأثیر بسیار کم‌تری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق می‌کنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته می‌شود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمی‌گویند.

 

محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آ‌نها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبان‌آموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت می‌کنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش می‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن می‌گویند. آن‌ها لغات بیشتری را می‌دانستند، بهتر از کلمات استفاده می‌کردند و اشتباهات کم‌تری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آن‌ها را تصحیح می‌کردند. چه کودکانی که به داستان گوش می‌کردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون می‌پرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آن‌ها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود می‌شنوند و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کنند. والدین باید از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آن‌ها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است.

   




 

فرزندی دارم كه بشدت از جمع گریزان است. نمی داند در حضور مردم چگونه باید رفتاركند،صورتش به شدت سرخ می شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هیچ وقت ازحق خود دفاع نمی كند. كمرویی مقوله ای ناروشن است، هر چه نزدیكتر به آن بنگریم. تنوع بیشتری در آن مشاهده می كنیم.بنابراین قبل از آن كه درباره نحوه مقابله با آن فكر كنیم، باید از مضمون كمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم.

تعــــریف كمــــرویی

كمرویی، صفت فردی است كه به خاطر ترسویی،احتیاط كاری و عدم اطمینانش،نزدیك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهای مشخص یا انجام كاری همراه آنان بیزار است. در گفتار یا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گیر یابی اعتماد ویاازخمیر مایه ی دیگری باشد: شخصیتی پرسش انگیز، بی اعتمادومشكوك. فرهنگ لغت، كمرویی رابه عنوان ناراحت بودن در حضوردیگران تعریف می كند.امابه نظرنمی رسد كه این تعریف مطلب زیادی به آنچه عموماَدرباره كمرویی می دانیم بیفزاید هیچ تعریف واحدی كفایت نمیكند. زیرا كمرویی برای افراد مختلف دارای معانی متفاوت است.كمرویی شرایط پیچیده ای است كه آثارمختلفی بر جای می گذارد، از ناراحتی مختصر تا ترس بی مورد از مردم و روان رنجوری حاد.

 

علل كمـــــــــرویی

كمرویی علل مختلفی دارد، بعضی از آنها از این قرارند:

• وجود فــــرد كمرو در خانواده مثل پدر،یا مادر كمـــرو  و الگوگیری كودك از او
• تحقیــــر كـــودك در خانه و مدرسه
• برچسب كمـــرویی بر كـــودك زدن و تلقین كمــــرویی به او
• مقایسه كـــودك با دیگــــران
• توقــــع بیش از حد از كـــودك داشتن
• تجارب منفــــی كـــودك در موقعیتهای مختلف
• نقل مكان هـــای مكــــرر خانواده
• تـــــرتیب توالد
• طلاق یا مـــرگ یكی از والــــدین
• آرمان گــــرایی والدین و یا جامعـــــــه

 

راههــــای پیشگیــــری ازكمــــرویی در كــــودكان:

بیشتراوقات خجالت هنگامی در طفل ایجاد می شود كه او در زندگی خانوادگی خود تكیه گاه مطمئنی نمی یابد تا با اطمینان و اعتمادبه آن، شخصیت خویش را ثبات بخشد.همین كمبود باعث می شود كه كودك شما از تجربه كردن وقایع تازه و عجیب برحذر باشد .ممكن است شما اظهار كنید كه: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط این یكی كمرو شده؟ توجه داشته باشید حتی در یك خانواده كه نحوه تعلیم وتربیت درآن یكسان است همه افراد بهره یكسانی از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه كمرویی فرزند خود شدید،به هیچ وجه او را با فرزندان دیگر مقایسه نكنید. همچنین نباید رفتار و كردار او را تایید كنید مثلا بگویید: آفرین چه دختر ساكتی! و یا او بچه بسیار خوبی است، همیشه گذشت می كند. بدانید كه كودك شما مثل شاخه نورس وتری، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در كمال دقت و ظرافت رفتارنمایید، زیرا كمرویی و یا برعكس اعتماد به نفس او، در خانواده شكل می گیرد.


از كـــودك خود توقـــع انجام كارهای محــــال را نداشته باشید.

سعی كنید انجام كارهایی را از كـــودك درخواست نمایید كه می دانید ازعهده آنها برمی آید.و مثلا اگر در دوره تـــرس های كودكانه است از او نخواهید كه در استخــری از آب بپرد و یا به زیرزمین تاریك برود.

 

زیاد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشید.

اگر ترس و نگرانی شمادر مورد فرزندتان زیاد از حد باشد، ناخودآگاه این ترس را به كودكتان نیز منتقل می كنید. اگر این روش را ادامه دهید، امكان عمل و ابتكار را از او می گیرید. سعی كنید همه چیز را از قبل برای آماده نسازید، بلكه به او كمك كنید تا بتواند در برابر موقعیت هایی كه احتمال خطر در آن می رود عكس العمل مناسبی نشان دهد. درضمن سن و سال او را از یاد نبرید و او را به انجام كارهای ساده تشویق كنید كه از هر عامل دیگری در تصحیح رفتارش مناسبتر است.


ابتكـــارات كـــودك را دست كم نگیـــرید.
به كارهای كودك خودبها بدهید وبدانید كه او در حدتوان خود توانسته كارهایی هر چند كوچك را انجام دهد. نكته مهم آن است كه او به خود و به نیروی خود اطمینان پیدا كند و نتایج كارهای خویش را بسنجد. تجربه اندوزی فعلی اوست كه اساس رشدش را در آینده فراهم میكند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل: مواظب باش و یــا حواست راجمع كن خودداری كنید وبه جای این القاآت منفی، محیط او را از عوامل خطرزا تخلیه كنید.


تـــولد نـــوزاد جدید
تولد نوزاد جدید همواره باواكنش های خاصی از جانب كودك بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراین موقعیت ،عبارت است ازسهیم كردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترین روش آن است كه مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشویم.به خصوص درروزهای اول تولد در مقابل كودك ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازیم واین كارراحتمادرغیاب كودك بزرگتر انجام دهیم.


كـــودك را از مدرســـه نتــــرسانید.

ورود به مدرسه رادروازه دخول به اجتماع فرزندتان بدانید و هر ترس و تردیدی را از دل دور كنید. كودك را با تنبیهات احتمالی مدرسه نگران نسازید.توجه داشته باشید كه كودك در صورتی این گام های نخستین را با موفقیت برخواهد داشت كه والدین با عقل وتدبیر، اوراآماده این كار ساخته باشند. سعی كنید او را به حال خود واگذارید تا تجارب تلخ و شیرین این ایام را خود تجربه كند و بیش از حد نگران او نباشید.

 

كشــف عوامــــل جاذب

به كـــودكان در كشف هر چیز جذب كننده ای كه دروجودشان هست كمك كنید و از امروز به تعریف كردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چیزهای جذب كننده ای كه در اعمال و وجود او می یابید، بپردازید.


عــرصه بـــرخوردهای كـــودك را با محیط خارج گستــــرش دهید.

شـــرایطی به وجود آورید كه كودكان نحوه استفاده از معلومات كودكان دیگر را، به عنوان یك منبع فرا بگیرند و از یكدیگر كمك بخواهند و به یكدیگر كمك كنند. هدف، تمرین و تشویق همكاری، اشتراك مساعی و دوستـــی برای ایجاد یك جامعه دمــــوكراتیك است. علاوه بر آن بازی ها و اسباب بازیهایــــی كه به دو بازیكن یا بیشتـــر نیاز دارند باید بــرای تقویت بازی اشتـــراكی در دسترس باشند.

 

كـــودكان را وابستـــه به خود نكنیــــد.

فرزندان یا شاگردان خود را صرفا به این دلیل كه بهتر می توانید آنان را تحت كنترل یا سازماندهی در آورید، تشویق به وابستگی نكنید. وابستگی مانند شكلات كشی است، هرچند مزه آن خوب است اما همیشه در آخركار،به دندان شما می چسبد.


حس قبــــول مسئولیت را در كـــودكان تقـــویت كنید.
به كودكان یاد بدهیدكه مسئول كارهای خودشان باشند.كودكان را تشویق كنید كه درمقابل دیگران نیز مسئول باشند،البته نه فقط در كمك كردن به افراد سالمند برای عبور از خیابان، بلكه در كمك كردن به خواهران و برادران در انجام كارهای خانه، كمك به شما در زمان ناراحتی یا كمك به همكلاس هایی كه نیازمند یاری می باشند.


كــــــودك را از شكست نتـــرسانید.

بروز برخی اشتباهات را مجاز بدانید و بگذارید كودك با صرف وقت كافی متكی به نفس ترشود. كودكان كمرو به دلیل اضطراب ناشی ازشكست در كار یا انجام نادرست عملی از انجام هر كاری می ترسند. به كودكان بیاموزید به استقبال مخاطرات حساب شده بروند و شكست را متحمل شوند.

 

احساس لــذت درتنهایـــــی

ترتیبی بدهید كه كودكان به هنگام تنهایی باخودشان راحت باشند. تنهایی، زمانیكه به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط با خود انتخاب می شود می تواند تجربه ای مثبت باشد. این به آن معناست كه مكان هایی اختصاصی و اوقاتی فردی در اختیار كودك شما قرارداده شود. همچنین به آن معناست كه زندگی كودك را با فعالیت های گروهی برنامه ریزی شده پرنكنیم. بنابر موقعیت حتی به آن معناست كه كودك را به انجام فعالیت های انفرادی مانند پیاده روی در اطراف منزل،رفتن به موزه وسینما،یا كودكان بزرگتر رابه گردش در پارك تشویق كنیم.

 

نـــوازش، اطمینـــان و عطـــوفت

سعی كنیدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان كمرو ) را قدری بیشتر نوازش كنید. تماس جسمانی باعث می شود كه كودك احساس طرد شدن نكند.این كار احساس رضایت را در او ایجاد می كند و واقعیت وجودی او را مورد تأیید قرار می دهد.


آخــــر اینکــــــــــه :

والدین محترم بدانند كه دستورالعمل هایی كه ذكر شد، بسیار ساده و عملی است.بااین حال اگر باز هم احساس نمودید كه فرزند كمرویی دارید، هرگز مایوس نشوید و خود را نبازید،بهترین كار این است كه كار را به كاردان بسپارید و از كارشناسان متخصص كمك بخواهید. در ضمن سعی كنید كه رفتارتان كاملا طبیعی باشد.در این صورت كودكان هم آرامش خاطر پیدا می كنند و روند درمان به سرعت پیش خواهد رفت.

  " هـــرگـــــز از كـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازی

   




گاهی فكر می‌كنیم با رفتار و كلام غیرمحبت‌آمیز بهترین كار را در قبال فرزندان انجام می‌دهیم، اما نه تنها آنها را می‌رنجانیم، بلكه به نوعی اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نیز در هم می‌شكنیم. در این میان تاثیر كلام و گفتار به مراتب بیش از عملكرد ما تاثیرگذار است.
والدین همواره حامی و پشتیبان فرزندان هستند و در بسیاری از موارد خود را سپر بلای فرزندانشان می‌كنند؛ اما همه ما می‌دانیم گاهی زخم‌هایی كه به دل می‌نشیند از زخم خنجر نیز كاری‌تر است و برای یك عمر بر دل و جان باقی می‌ماند.
در این نوشتار تصمیم داریم شما والدین عزیز را از رفتارها و گفتاری كه در بیشتر موارد بدون آگاهی كافی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما تاثیرات منفی بر روح و قلب فرزندان می‌گذارد، آگاه كنیم. گاهی فكر می‌كنیم با رفتار و كلام غیرمحبت‌آمیز بهترین كار را در قبال فرزندان انجام می‌دهیم، اما نه تنها آنها را می‌رنجانیم، بلكه به نوعی اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نیز در هم می‌شكنیم. در این میان تاثیر كلام و گفتار به مراتب بیش از عملكرد ما تاثیرگذار است. پس به موارد زیر دقت كنید تا ناخودآگاه فرزندان را درهم نشكنید:
شیوه صدا زدن
پسر بد، احمق، دیوانه.
اینها همگی بسیار مضر هستند. باید بدانید والدین برای فرزندان بویژه در دوران كودكی‌شان مانند الگوهای مقدس هستند. پس اگر با اسامی نامناسب فرزندان را مورد خطاب قرار دهید آنها باور می‌كنند كه به نوعی همان هستند كه شما می‌گویید.
گفتنی است اسامی نامناسب به نوعی شخصیت فرزندان را مورد حمله قرار می‌دهند. درست است كه برای مبارزه با نوعی از رفتارهای او به كار برده می‌شود، اما هویت وی را در هم می‌شكند.
وقتی به فرزندتان می‌گویید احمق یا بی‌استعداد از جزیی‌ترین عواقب چنین كلماتی این است كه او از شركت در بازی‌ها یا تفریحات و حتی ورزش‌های گروهی خودداری می‌كند، زیرا احساس می‌كند استحقاق بازی را به دلیل فقدان استعداد ندارد. سعی می‌كند از بودن در جمع بپرهیزد تا شاید دیگران پی به بی‌ارزشی او نبرند.


عدم پذیرش
كاش هرگز متولد نشده بودی، هیچ كس تو را دوست ندارد و...
عدم پذیرش یعنی شما از بودن با فرزندتان احساس ناراحتی می‌كنید و تمایل دارید او را تنها بگذارید. در مورد كودكان وقتی كسی كه او را به این دنیا آورده از بودنش ناراحت است، یعنی واقعا دوست داشتنی نیست و خودش هم ممكن است بخواهد از دنیای شما بیرون رود. از آنجا كه حس می‌كند دیگران نیز او را نمی‌خواهند نمی‌تواند به جای دیگری برود و ممكن است آرزو كند كاش واقعا به دنیا نیامده بود. از عواقب این احساس، انزوا و افسردگی و عدم لذت از زندگی است.
فرزندان تمایل دارند بدون قید و شرط توسط والدین مورد علاقه و محبت باشند.
این‌كه هیچ كس آنها را دوست نداشته باشد، اما والدین به آنها عشق بورزند برایشان كافی است ولی نقطه مقابل آن را نمی‌توانند تحمل كنند.
به جای چنین برخوردهایی بهتر است به او بگویید چقدر دوستش دارید، اما انتظار رفتارهای بد را از چنین موجودی دوست داشتنی ندارید.


منفی‌بافی
تو هیچ چیز نمی‌شوی، یك روزی شكست می‌خوری و...
همه افراد گاهی در اوج هستند و گاهی نیستند. آنچه ما به عنوان والدین به فرزندان می‌گوییم موجب ایجاد یك باور ذهنی در آنها می‌شود. این باور آنقدر مرور می‌شود كه روزی به حقیقت می‌پیوندد.
شاید برایتان عجیب باشد، اما در یك تحقیق مشخص شد بیش از 80 درصد از زندانیان جوان افرادی بوده‌اند كه مادر یا پدرشان در كودكی آنها را بی‌خاصیت و مایه‌ننگ و سرشكستگی خود نامیده بودند. در عوض بهتر است بگویید رفتار بد آنها چه عواقبی دارد و می‌تواند برای خودشان و دیگران موجب بروز مشكل و ناراحتی شود.

ایجاد احساس گناه
تو مرا پیر كردی، من به خاطر تو این زندگی جهنمی را تحمل می‌كنم و...
اینها همگی مواردی هستند كه موجب ایجاد حس گناه در فرزندان می‌شوند. در بسیاری از موارد طلاق، والدین به گونه‌ای رفتار می‌كنند كه فرزندان حس می‌كنند اگر وجود نداشتند، شاید كار والدین به جدایی نمی‌كشید.
اینها احساس‌های خطرناكی هستند كه سرزنش و انتقاد مداوم از خود و سرخوردگی را در پی دارند. البته فرزندان باید بیاموزند كه باید در قبال رفتارهایشان، مسوولیت‌پذیر باشند و عواقب بد یا خوب رفتارهایشان را بپذیرند؛ اما این‌كه مشكل اعضای دیگر خانواده به دلیل وجود یا رفتار آنهاست، درست نیست.
پس بهتر است حتی در مواردی كه از دست رفتارهایش عصبانی می‌شوید، به او بگویید كنترل خود را از دست دادید و از این بابت متاسفید یا این‌كه امروز خیلی خسته‌اید و سعی می‌كنید در موقعیت مناسب‌تری با او در مورد مسائل صحبت كنید.

كمال‌گرایی
چرا تو همیشه دوم می‌شوی؟ نمره 17 گرفتی؟ چرا نتوانستی 20 بگیری؟ و...
كودك وقتی احساس تهدید كند؛ یعنی از آینده می‌ترسد و ترس بزرگ‌ترین مانع در راه شكوفایی استعداد و شخصیت اوست و او آسیب‌پذیر خواهد شداین‌كه مرتب درصدد باشید فرزندتان را به جلو و به سوی اهداف خاص هل دهید تا به عقیده خودتان بهتر شود، كمكی به او نمی‌كند.
در مقابل، پیامی كه به او می‌دهید این است كه «تو به اندازه كافی خوب نیستی و ما تو را قبول نداریم.» وقتی او فكر كند مورد پذیرش نیست، نمی‌تواند خودش را دوست داشته باشد و احساس كمبود می‌كند. بدین ترتیب اعتماد به نفس او كاهش می‌یابد و حتی نمی‌تواند از استعدادها و امكاناتی كه دارد، به اندازه كافی استفاده كند.

مقایسه
چرا نمی‌توانی مثل خواهرت باشی؟
وقتی من همسن تو بودم، نمراتم بهتر از تو بود و... در مقایسه شما به فرزندتان می‌گویید كه تو كمتر از دیگران هستی. به این ترتیب او احساس خودكوچك‌بینی و تحقیر می‌كند. ممكن است اوایل یا در ظاهر به طور موقتی بیشتر تلاش كند تا رضایت شما را به دست بیاورد؛ اما درواقع نسبت به دیگران، احساس بدبینی، نفرت و كینه پیدا می‌كند.
این موضوع در میان چند فرزند در یك خانواده بسیار جدی است و موجب حس كینه در میان خواهر و برادران می‌شود.
در چنین مواردی می‌توانید به او بگویید كه «سال گذشته عملكرد بهتری داشتی» و این بدان معنی است كه هنوز هم می‌توانی بهتر از این عمل كنی.

سرزنش و تحقیر
من به این‌كه تو عقل داری، شك می‌كنم. باید از خودت خجالت بكشی، خدا لعنتت كند و...
در مقابله با چنین گفتاری معمولا فرزندان سعی می‌كنند حالت دفاعی به خود بگیرند؛ اما درواقع از درون می‌شكنند. شما با این كار موجب تخلیه منفی قدرت، توان و انرژی روحی و جسمی آنها می‌شوید.او تصور می‌كند كه توان انجام هیچ كاری را به طور صحیح ندارد و در بسیاری از موارد نیز واقعا همین‌طور می‌شود و كم‌كم از نظر فكری و روحی ضعیف می‌شود و حتی نمی‌تواند با همسن و سالان خود بخوبی ارتباط برقرار كند.

تهدید كردن
اگر حرفم را گوش ندهی، همین جا رهایت می‌كنم و می‌روم. اگر دوباره این كار را بكنی، تو را از خانه بیرون می‌اندازم و...
درواقع تهدید به معنی بزرگ جلوه دادن ناراحتی شما از موضوعی است. شما نخستین تاثیری كه بر فرزندتان می‌گذارید، ترور شخصیت اوست. وقتی احساس تهدید كند؛ یعنی از آینده می‌ترسد و ترس بزرگ‌ترین مانع در راه شكوفایی استعداد و شخصیت اوست. او آسیب‌پذیر خواهد شد و به قدری ضعیف می‌شود كه از هر چیز و هر كسی می‌ترسد و با هر مشكلی به گریه می‌افتد.
وقتی احساس كند شما كه به عنوان والدین مورد اعتمادترین افراد زندگی‌اش هستید، میخواهید او را رها كنید یا به او صدمه بزنید، چگونه خواهد توانست به خودش و دیگران اعتماد كند و در آینده از زندگی با روابط سالم لذت ببرد؟
به همین دلیل در چنین مواقعی كه بشدت از دست او عصبانی می‌شوید، به جای این تهدیدها به او بگویید بهتر است به اتاقش برود و چند دقیقه‌ای در تنهایی با خود به كارهایش فكر كند. مطمئن باشید با رعایت موارد بالا بهتر نتیجه می‌گیرید و هم احساس احترام و صمیمیت بیشتری در خانواده و میان شما و فرزندانتان ایجاد می‌شود و هم این‌كه رفتارهای فرزندان از حالت لجبازی و فرسایشی خارج می‌شود و انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهند.


خداوندا به ما آگاهی ارزانی دار تا زندگی ای پربار داشته باشیم.

   





 

1- گذاشتن اسم روی بچه ها ” لال ” یا ” بچه بد “

اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و… بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.»

2 -......

۲- طـــرد کـــردن بچه ها ” ای کاش به دنیا نمی آمدی ” یا ” هیچکس ترا دوست ندارد “

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید.

۳- منفــــی بافــی ” لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه ”

بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.

۴ – مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات ” تو دلیل دعوای من و پدرت هستی “

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید:« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم. »

۵ – انتظارات نابجــا ” نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری.”

پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند. پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.

۶- مقـــایسه کـــردن ” چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.

تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: « تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.

۷ – شـــرم زدگـــی ” باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی.”

هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.

۸ – تهدید کـــردن ” اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد.”

تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم » تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله « اگر …. در نتیجه …» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.

   




بسیاری از والدین از دست فرزندان كوچك‌شان در عذاب‌ هستند، زیرا این فرزندان به طور مرتب ریخت‌وپاش ‌می‌كنند و تمایلی هم برای جمع‌وجور كردن آن ندارند. نام‌گذاری <زلزله> برای این كودكان چندان بی‌ربط نیست،‌اما راه‌هایی برای مطیع كردن این قبیل فرزندان نیز در فضای خانه وجود دارد.

‌فرزندان خردسال هر چه‌قدر وسایل بیشتری برای بازی كردن در ‌اطراف‌شان باشد، سرگرم‌تر می‌شوند و بیشتر لذت می‌برند، بنابراین آنها هرگز فكر نمی‌كنند ‌این وسایل را به هم ریخته‌اند و بعد از مدتی خانه‌تان شبیه بازارشام می‌شود و شما همیشه در حال ‌غر زدن سر كودك هستید تا وسایلی را كه ریخته است، جمع‌وجور كند و یا اینكه خودتان آنها را جمع ‌می‌كنید. در این صورت، شما باز هم مسئولیت دیگری را كه بر عهده فرد دیگری بوده، پذیرفته‌اید و ‌از همه بدتر اینكه كودك می‌فهمد كسی هست كه پشت‌سرش چیزهایی را كه به هم ریخته، جمع كند. ‌فراموش نكنیم كه هر فردی در خـانـه، مـسئول ریخت‌وپاش خودش است بنابراین به كودك خود اهمیت مراقبت از وسایل و گذاشتن آنها در محل مخصوص‌شان را یاد ‌دهید. او با پیدا كردن سریع وسایلش و غروری كه این مرتب بودن به او می‌دهد، در واقع خودش ‌جایزه‌اش را گرفته است. گاهی هم لازم است كه شما خیلی جدی بگویید: <این خانه باید این ‌طور باشد كه همه ما خودمان وسایلمان را جمع كنیم> و اگر چنین اتفاقی روی نداد، از ‌روش‌های زیر استفاده كنید........

برنامه‌ریزی قبلی ‌:


 مرتب بودن باعث صرفه‌جویی در وقت و جلوگیری از درگیری می‌شود و به شما اجازه می‌دهد ‌كه محیط اطراف‌تان را كنترل كنید، بنابراین با صرف كمی وقت، طوری محیط اطراف كودك را ‌تغییر دهید كه رعایت نظم برایش آسان‌تر شود.برای نگهداری لوازم كودك، مكان‌هایی را تعیین كنید. به او بگویید همان‌طور كه او خانه‌ای برای ‌زندگی كردن دارد، همه اشیا و لوازمش هم به خانه احتیاج دارند. محل‌های جداگانه‌ای را برای ‌اسباب‌بازی‌ها، لوازم ورزشی و هنری كودك‌تان تعیین كنید. ‌ محل اشیا را طوری قرار دهید كه در دسترس كودك باشد و مطمئن شوید كه طاقچه‌ها، كابینت‌ها، جارختی‌ها و طبقه‌های كمد طوری قرار گرفته است كه ‌كودك می‌تواند به آسانی به آنها دسترسی پیدا كند، محل هر چیز را با برچسب، حروف چسبان و یا حتی عكس ‌مشخص كنید. به این ترتیب كودك یكی از فایده‌های حروف الفبا را نیز یاد خواهد گرفت. ‌

‌ آموزش را فراموش نكنید ‌:


برای كودكان‌تان الگوی عملی باشید. شما خودتان باید مرتب و منظم باشید و بر كار آنها نیز ‌نظارت كنید. كودكانی كه هرگز در عمرشان مرتب نبوده‌اند، نمی‌توانند در یك چشم بر هم زدن ‌همه جا را مرتب كنند. همچنین آنها نمی‌دانند كه چه باید بكنند. تمام كودكان، بزرگ و یا ‌كوچك، باید بدانند كه انتظارات شما دقیقا چه هستند. آیا اتاق فقط باید جلوی چشم شما تمیز ‌باشد و یا اینكه حتی پشت درهای بسته هم باید اتاق تمیزی داشته باشند؟ به خاطر بسپاریم كه كودك ‌به تدریج یاد می‌گیرد كه شما چه می‌خواهید بنابراین شما باید در انتظارات‌تان واقع‌بین باشید.

‌ مهربان و قاطع ‌باشید:


 هنگامی كه می‌خواهید كودك‌تان وسایلش را جمع‌وجور كند، به روشنی و با كلمات ساده به او بگویید كه ‌دقیقا چه كاری را باید انجام دهد. به طور مثال به دخترتان بگویید: <لطفا تمام اسباب‌بازی‌ها را ‌جمع كن و آنها را مرتب داخل طبقه مخصوص اسباب‌بازی‌ها بگذار. > به یاد داشته باشیم ‌كه باید با لحن مهربان، اما قاطع این كلمات را ادا كنیم. اگر كودك پاسخ نداد، درخواست خودتان را ‌پنج ثانیه بعد دوباره تكرار كنید. اگر می‌دانید هر دو‌‌بار را شنیده است و هنوز واكنش نشان ‌نمی‌دهد، پیامدهای كارش را به او گوشزد كنید. ‌

‌ پیامدهای كار كودك ‌:


 برای اینكه دستورات شما معنی‌دار باشد، كودك باید بداند كه اگر او كاری را كه شما خواسته‌اید انجام ندهد، جای بحث ندارد. شما آن كار را به جای او انجام نخواهید داد و او پیامدهای كارش را ‌بلافاصله خواهد دید. این پیامدها می‌تواند به صورت محرومیت موقت، گرفتن دست كودك و مجبور ‌كردن او به انجام كارها باشد. همچنین اگر به خانه آمدید و متوجه شدید كودك وسایلش ‌را جمع نكرده است، به او به تدریج بفهمانید كه هر چیز را كه تا انتهای روز جمع نكند، برای ‌مدتی مثلا یك هفته مال شما خواهد شد. این وسایل را تا مدت معین در جعبه مخصوص ‌یا همان جعبه جریمه بگذارید و اطمینان حاصل كنید كه كودك می‌داند اگر این كار ‌ باز هم اتفاق بیفتد، دوباره جریمه خواهد شد. ‌

‌ تشویق فرزند ‌:


 تشویق در این‌باره نیز مفید خواهد بود. همیشه هنگامی كه رفتار كودك خوب است، او را ‌تحسین كنید. به او بگویید كه چقدر خوشحال هستید كه وسایلش را جمع می‌كند. بار ‌دیگر كه او به تنهایی این كار را انجام داد بگویید كه چه كار بزرگی انجام داده است. وقتی كودك بعد ‌از اینكه وسایلش را مرتب كرد و توانست به راحتی چیزی را كه به دنبالش می‌گردد پیدا كند، او را ‌تشویق كنید. به طور مثال بگویید: <آفرین كه بدون اینكه من بگویم، وسایلت را ‌جمع كردی. جایزه‌ات این است كه حالا بیایی بستنی بخوری.>‌

‌ پیشگیری كنید ‌:


 با استفاده از تخیل خود، احساس مرتب بودن را در كودكان تحریك كنید. با استفاده از ‌یك زمان‌سنج از كودك خود بخواهید كه <ركورد جهانی جمع‌وجور كردن> را بشكند یا از كودك ‌خود بخواهید كه شما را غافلگیر كند. به او بگویید برای پنج دقیقه اتاق را ترك می‌كنید و می‌خواهید ‌ببینید پس از پنج دقیقه مانند جادوگرها به سرعت تمام اسباب‌بازی‌ها سر جای خود هستند یا ‌نه؟شیوه دیگری كه می‌توانید در این راه به كار گیرید، استفاده از بازرسی است. وانمود ‌كنید كه كارآگاه‌ مشهوری هستید و به دنبال وسایلی می‌گردید كه سرجایشان ‌نیستند. یا اینكه نقش بازرسی را بازی‌كنید كه می‌خواهد بداند جای صحیح اشیا ‌كجاست. همچنین اگر كودك شما دوست دارد هر بار كه بازی می‌كند همه اسباب‌بازی‌هایش را ‌با هم بیرون بیاورد، به او بگویید كه قوانین تغییر كرده‌اند و از این به بعد اگر می‌خواهدیك ‌اسباب‌بازی را بردارد باید اسبا‌ب‌بازی قبلی را سرجایش بگذارد. این روش، زمانی كه چند كودك ‌در یك اتاق بازی می‌كنند نیز موثر است

   


تنها ماندن بچه در خانه وآثار آن

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،

 


آیا کودکان توانایی تنها ماندن در خانه را دارند؟بسیاری معتقدند یکی ازدلایل ضعف تحصیلی دانش آموزان ، تنهایی آنان در خانه است .

همچنین آنها معتقدند نوجوانانی که عصرها تنها در خانه می مانند ، بیشتر در معرض خطر اعتیاد به سیگار ، مواد مخدر ، مواد الکلی و ابتلاء به اختلالات روانی مانند افسردگی و انحرافات اخلاقی قرار دارند .

تصمیم بگیرید :

چه موقع کودک آمادگی تنها در خانه ماندن را دارد ؟
خصوصیات شخصی ، مهارت و پختگی عوامل موثری هستند که آمادگی کودک برای تنها در خانه ماندن را مشخص می کنند .
شخصیت افراد معمولاً با رشد سنی تغییرات زیادی نمی کند ولی کودک می تواند با آموزش ، تغییراتی در عکس العمل هایش در برابر انتظارات که از او می رود ، در خود ایجاد نماید .

کودکان را می توانیم به سه دسته تقسیم کنیم :

کودکانی که به سختی آمادگی تنها ماندن در خانه را کسب می کنند .
کودکانی که نیاز به زمان دارند تا به تدریج به تنها ماندن در خانه عادت کنند .
کودکانی که به راحتی تنها ماندن در خانه عادت می کنند .

الف : خصوصیات شخصی کودکانی که آمادگی تنها در خانه ماندن دارند :

اعتماد به نفس دارند و ترسو نیستند .
در برابر اتفاقات غیر منتظره ، تحریک پذیر نبوده و آرام هستند .
به راحتی درباره احساسات و تفکرات خود با دیگران و والدینشان صحبت می کنند.
خطاهایشان را می پذیرند حتی اگر مورد بازخواست و سرزنش قرار گیرند .
جرأت کافی برای مقاومت در برابر فشار دوستان و دیگران را دارند .

ب : مهارت :

مهارتهایی که نشان از آمادگی کودکان برای تنها در خانه ماندن را دارند.
به راحتی و به طور صحیح نام ، آدرس و شماره تلفن خودشان را بیان نمایند .
به راحتی و به درستی نام ، آدرس و شماره تلفن محل کار والدینشان را بیان نمایند .
بتوانند شماره پلیس ۱۱۰ را گرفته و اطلاعاتی را در اختیار پلیس قرار دهند .
آگاه باشند چنانچه هنگام ورود به منزل با موردی مشکوک مواجه شدند ، وارد منزل نشوند .
اگر کسی آنها را تعقیب کند بدانند چه باید بکنند ؟بدانند تنهایی در بیرون از منزل بازی نکنند .
بدانند وقتی که درخانه تنها هستند به تلفن چطور جواب دهند ؟آگاه باشند به هنگام آتش سوزی چه کار کنند ؟وقتی در خانواده مقرراتی راجع به شرایط اضطراری طراحی می شود کودکان در ایجاد آن سهیم باشند؟ج – پختگی : پختگی و رشدی که نشان از آمادگی کودکان برای تنها ماندن در خانه را دارد .
مسئولیت پذیری را با رضایت و افتخار به عهده بگیرند .

مشکلاتشان را به طور مطلوب حل کنند .
در انجام کارها پیشقدم باشند ، بدون آنکه کسی به آنها تذکر بدهد یا یادآوری کند .
مهارتهای زندگی را قبلاً یاد گرفته باشند .
ارتباط خوب با هم سن و سالان خود داشته باشند .

چگونه به کودکان کمک کنیم تا این خصوصیات را بدست آورند ؟والدین می توانند به کودکان کمک کنند اگر آنها ....
از همان دوران کودکی ، آنان را تشویق کنند و بتدریج بعضی از رفتارهای آنها را تصحیح نموده و به آنها بگویند هر کسی باید یاد بگیرد یک کار مشخص را به خوبی انجام دهد و بالطبع هر سعی و تلاش کودکان را تشویق نمایند .

حساس بوده و خلق و خوی و عکس العمل کودکان را بپزیرند . این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس و احساس امنیت در کودکان شده و فرصت و آزادی عمل برای کسب تجربیات جدید را به آنها می دهد و همچنین زمینه رضایت مندی کودکان در انجام وظایفشان و جرأت برای انجام دادن کارها را ایجاد می نمایند .

بدون انتقاد ، با کودکان بحث کنند و قبل از آنکه جایگزینی را ارائه دهند نظرات آنها را بپذیرند .
به کودکان اطمینان بدهند ، چنانچه کاری را اشتباه انجام دادند ، بدانند که آن فقط یک اشتباه بوده و آنها هوشیارتر از آن هستند که آنرا دوباره تکرار کنند . در این صورت کودکان آمادگی دارند تا هراتفاقی که در فعالیتهای روزانه شان می افتد به والدینشان بگویند .

از طرف دیگر والدینی که ....

مدام به کودکانشان یادآوری می کنند چه کار بکنند و چگونه انجام دهند ، این کار باعث می شود کودکان خود به تنهایی آغازگر کاری نباشند .
از کودکانشان می خواهند کارهای پیچیده (نیاز به پختگی بالاتر از توان آنها را دارند) انجام دهند این باعث شکست کودکان در انجام کارهایشان شده و اعتماد به نفس شان را از دست می دهند .

برچسب بد ، تنبلی ، کثیفی و ویژگیهای ناخوشایند را همراه با تلقین این خصوصیات به کودکان می گویند، این بر چسب ها باعث شهرت کودکان با این خصوصیتها در بین دیگران شده و آنها با این فکر بزرگ شده که واقعاً بد ، تنبل و کثیف هستند و تمام آن خصوصیاتی که به آنها نسبت داده شده ، را دارند و نهایتاً اگر کودکان احساس بدی از خود داشته باشند نمی توانند کار خود را به خوبی انجام دهند .

محیط زندگی و دسترسی به آن

باید شرایط خاص محل زندگی در مورد کودکانی که قبل یا بعد از مدرسه تنها در خانه می مانند مورد توجه قرار گیرد . بعضی از این شرایط به راحتی قابل کنترل بوده و بعضی نه .
آیا کودک شما وقتی از اتوبوس ، سرویس مدرسه و ... پیاده می شود بدون خطر می تواند به منزل برود ؟آیا فرد بزرگتری در نزدیکی و قابل دسترس و آشنا به کودک هست ؟ آیا تدبیری برای آن اندیشیده اید ؟چند بار در هفته و هربار چه مدت کودک تنها می ماند ؟ آیا برنامه ای برای فعالیتهای زمان تنهایی او اندیشیده شده است ؟آیا کودک ، خواهر و برادری دارد ؟ سن آنها چقدر است ؟آیا منزل شما وسایلی مانند آتش خاموش کن ، هشدار دهنده ، جعبه کمکهای اولیه ، پله نجات ، تلفن اضطراری ، چراغ قوه ، باتری اضافی و مقداری پول نگهداری شده در محل مخفی که کودک از آن آگاهی داشته باشد ، دارد آیا کلیدهای برق مجهز به نمایشگرهای نوری است که به هنگام ورود کودک در محیط تاریک خانه و فصل زمستان بتواند کلیدها را ببیند .

آیا یک کلید اضافی به همسایه مورد اعتماد خود داده اید تا در صورت نیاز ، با باز کردن در، از حضور فرزندتان در منزل مطلع شود ؟آیا زمانی را به طور مستمر و روزانه مشخص کرده اید که در آرامش و با حوصله با کودک خود فعالیتهای روزانه اش را مرور نمائید و یا فرصتی می یابید که به او بگویید چه مسئولیت مهمی را به عهده دارد ؟آیا در مورد فعالیتهای مدرسه ، انجام تکلیف ، حل مشکلات در مدرسه و ... به او یاری و مساعدت می کنید ؟ آیا به او پیشنهاد غذاهای سبک و خوراکی های مورد علاقه ی او را می دهید ؟راه حل های دیگردر بسیاری از جوامع فعالیتهای ویژه ای برای کودکان در سنین مدرسه (که والدین آنها شاغل هستند و در این مدت در منزل نمی باشند) ارائه می شود .

اهمیت این فعالیتها بستگی به این دارد که چقدر مسئولین و کارشناسان رشد و پرورش کودکان روی این مسئله تاکید داشته و توجه می کنند .

فعالیتهای ویژه عبارتند از :

خیلی از مدارس بعد از زمان درس ، کلاسهای فوق برنامه برای دانش آموزان دارند .
بعضی از برنامه ها به فعالیتهای ورزشی و عضویت در تیمهای ورزشی مربوط می شود .

بعضی از کودکان در ساعت بعد از ساعت رسمی مدراس نقش معلم را برای دیگر کودکان دارند و به آنها آموزش می دهند .
بعضی از کودکان علاقه خود را به کلاسهای آموزش موسیقی مانند پیانو، گیتار و ... یا کلاسهای هنری مانند تئاتر ، آواز خوانی دسته جمعی و ... نشان می دهند .
کتابخانه های عمومی که نمایش فیلم برای کودکان دارند .

بعضی از کودکان داوطلب عضویت خدمات اجتماعی می شوند مانند هلال احمر و ...
شرکت در کلاسهای آموزش زبانهای خارجیشرکت در فعالیتهای فرهنگی ارائه شده در مساجد و کانونهای فرهنگیتمامی برنامه های فوق فرصتهایی را در کسب مهارت و دانشی که بسیار برای زندگی کودکان مفید است ایجاد می کند . کودکانی که در طی ساعات هفته بصورتی منزوی درخانه بدون یادگیری به سر می برند در مقایسه با کودکانی که مشغول کسب این فعالیتهای غنی هستند ضرر می کنند .

   


کودکان و کرم های ضدآفتاب

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،

 

یک آفتاب سوختگی شدید در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلاء به سرطان پوست را بعدها در طول زندگی شخص افزایش دهد. مراقبت از کودکان در برابر تابش خورشید و تشعشعات مضر آن برای والدین بسیار مهم است. اینکار همیشه آسان نیست چرا که ورزشها و فعالیت های خارج از منزل کودکان مخصوصاً در تابستان وقت بسیاری را طلب می کند. حتی هوای ابری نیز مشکل زاست. بر اساس تحقیقات دانشمندان آمریکایی 60 – 80 درصد از تابش های خورشید می تواند از لایه های ابر نیز گذشته و به بدن یک شناگر در عمق یک فوتی ( 30 سانتی متری) آب (در استخر یا دریا) برسد. تشعشعات مضر خورشید می توانند از آب ، برف، شن و ماسه سفید نیز عبور نمایند . اگر چه ما می توانیم تابش خورشید را متوقف کنیم اما چند راه وجود دارد که خطر قرار گرفتن در معرض خورشید را در کودکان کاهش دهیم:

·         هنگام روز: هر وقت که امکان داشت کودکان را از تابش مستقیم خورشید دور نگاه داریم. بیشتر بین ساعت 10 صبح تا 2 بعدازظهر که تابش خورشید سوزان است.

·         کلاه: لبه کلاه وقتی که کلاه به طرز صحیحی استفاده شود کودک را از تابش مستقیم خورشید محافظت خواهد کرد. برای پرهیز از آفتاب سوختگی استفاده ازکرمهای ضدآفتاب مهم می باشد مخصوصا بر روی پوست گردن، گوشها و بینی.

·         لباس: اگر چه تابش های ماورا بنفش خورشید می توانند از لباس های نازک عبور کنند مخصوصا اگر خیس هم باشند پارچه هایی با بافتی ضخیم و سفت از شما در برابر این تابش ها بهتر محافظت می کنند

با متخصص کودک خود در مورد انتخاب کرم ضدآفتاب مناسب با ترکیبات مناسب برای کودک خود و نوع پوست او حتما مشورت کنید مخصوا در مورد کودکان زیر 2 سال خود. بچه های زیر 6 ماه باید ازتابش مستقیم آفتاب دور نگه داشته شوند. پوشاندن سطح بدن کودک با لباس بهترین نوع محافظت از پوست کودک می باشد.  البته استفاده ازکرمهای ضد آفتاب را هم نباید فراموش کرد. مالیدن مقدار کمی کرم ضد آفتاب بر روی دست ها وصورت مفید خواهد بود. بیاد داشته باشید که آسیب های ناشی از تابش خورشید در پوست جمع شده باقی می مانند. کودکان هر چه بیشتر در معرض تابش خورشی باشند احتمال بروز مشکلات پوستی هنگام بلوغ و بزرگی بیشتر می شود.

 

تذکر: قبل از استفاده از کرم ضدآفتاب بر روی پوست کودکان حتما آنرا بر روی قسمت کوچکی از پوستشان تست کنید تا وجود یا عدم وجود حساسیت کودکان به آن کرم مشخص شود. مشکلات وخطرات ناشی از تابش مستقیم خورشید متوقف شدنی نیست حتی وقتی که شما بزرگ می شوید این جریان ادامه دارد . بنابراین باید که به نصایح و دستورالعمل های مراقبتی دقیقا گوش کرده و عمل نمایید.  بدون در نظر گرفتن سن، به این مساله هم باید توجه کرد که مناطقی از پوست که بخیه خورده اند و یا زخمی از پیش دارند آسیب پذیر تر از بقیه مناطق پوست هستند.

 

مکمل های مورد نیاز

از آنجائیکه کرم های ضدآفتاب ساخت ویتامین D در پوست را دچار اختلال می کند بنابراین توصیه می شود که تمام کودکان در شروع دو ماهه اول زندگی خود ویتامین D خوراکی مصرف نمایند تا از بروز راشی تیسم(نرمی استخوان) و عوارض دیگر کمبود ویتامین D جلوگیری به عمل آید. درمورد کودکان حداقل دریافت (IU 200 ، واحد بین المللی) از ویتامین D بطور روزانه ضروری می باشد. حتی کودکانی که از شیر مادر تغذیه می شوند نیز باید این مقدار ویتامین  D خوراکی را مصرف نمایند. نگرانی های اخیر که موضوع تحقیقات بیشتری شده افزایش تعداد مبتلایان به راشیتیسم مخصوصا در مناطق شهری می باشد. (راشی تیسم بر اثر کمبود تابش آفتاب به پوست بدن و دریافت ناکافی از ویتامین D ایجاد می شود.) خورشید و تابش های آن منبع مناسبی برای ویتامین D می باشد، اما اندازه گیری میزان تابش خورشید بسیار مشکل است. عواملی مانند تعداد رنگدانه های موجود در پوست کودک، تابش آفتاب به پوست و ... بر میزان ویتامین D که بدن تولید می کند موثر است.

مخصوصا کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند بیشتر در معرض ابتلا به کمبود ویتامین D  و راشی تیسم می باشند چرا که شیر مادر حاوی مقدار کمی ویتامین D می باشد در نتیجه کودکان شیرخوار در معرض عوارض کمبود ویتامین D قرار می گیرند. نوع کرم (یا ژل یا لوسیون یا اسپری) ضد آفتاب کودکان باید به شکلی انتخاب شود که استفاده از آن راحت باشد و به داخل چشم و یا دهان آنها وارد نشود. از محصولات مخصوص کودکان حتما استفاده نمایید زیرا اینگونه محصولات ملایم تر و مناسب تر هستند. از محصولاتی که روی آنهابر چسبهای" بدون مواد تحریک کننده"non-irritating  یا" بدون عطرمواد خوش بو کننده"  fragrance free ویا" ضد حساسیت" (hypoallergenic) نوشته شده استفاده نمایید . کرم های محافظت از پوست در برابر تابش های مضر خورشید (کرم های ضدآفتاب) که برای کودکان بزرگتر تهیه شده اند نیز با رعایت بعضی از احتیاط های معمول برای کودکان کوچک و نوزادان مناسب هستند. مثلا  کرم های ضدآفتاب کودکان و بچه های بزرگتر حاوی رنگهای شادی و جذابی می باشند که مخصوصا برای جلب نظر بچه ها و تشویق آنها به استفاده از اینگونه کرم ها طراحی و ساخته شده اندممکن است نوزادی که این کرم ضدآفتاب را استفاد می کند مقداری از ترکیبات اضافی را با انگشت به داخل دهان گذاشته و بخورد. البته مقدار کم این مواد خطرناک نیستند اما بهترین راه دورنگاه داشتن این مواد از دسترس کودکان و استفاده نکردن از آنها می باشد

   


کودک شما هم گاز میگیرد

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


بیشتر کودکان کوچکتر از 3 سال اطرافیان خود را حداقل یک مرتبه گاز می گیرند. بیشتر همین کودکان این عادت خود را به خودی خود از دست می دهند. اما اگر این عادت بعد از سن 3 سالگی هنوز ادامه یابد و مرتبا تکرار شود نیاز به توجه و درمان دارد.گاز گرفتن همیشه عمدی و آگاهانه نیست و به ندرت ممکن است باعث آسیب جدی به دیگران شود و یا بیانگر خطر جدی باشد.
چرا کودکان گاز می گیرند؟
دلیل کودکان برای این کار متفاوت است و این وابسته به سن آنها می باشد.
- کودکان بین سنین 5 تا 7 ماه: کودکان در این سن اطرافیان خود را گاز می گیرند به خصوص اگر احساس ناراحتی در اطراف دهان خود داشته باشند وی ا گر به دلیل دندان در آوردن دچار درد باشند.در این حالت اغلب پرستار خود یا مادر را در هنگام شیردهی گاز می گیرند.خبر خوب اینکه در چنین مواقعی به محض دیدن و یا شنیدن عکس العمل اطرافیان یاد می گیرند که دیگر گاز نگیرند..........

- کودکان بین سنین 8 تا 14 ماهگی: این کودکان معمولا اطرافیان خود را گاز می گیرند تا هیجان خود را بروز دهند. در این حالت بیشتر پرستار و یا کودکان دیگر در اطراف خود را هدف قرار می دهند که البته با شنیدن کلمه "نه"از این کار دست می کشند.
- کودکان بین سنین 15 تا 36 ماهگی: کودکانی که در این فاصله سنی گاز می گیرند اغلب به دلیل عصبانیت و یا تنها به خاطر داشتن قدرت کنترل دیگران این کار را انجام می دهند. در این سن اغلب کودکان دیگر را گاز می گیرند و کمتر پرستار مورد هدف قرار می گیرد. کودکان دراین سن بعد از آموزش یاد می گیرند که این رفتار صحیح و مورد قبولی نیست.
- بعد از سه سالگی: کودکان هنگامی که احساس ضعف و یا ترس کنند گاز می گیرند. مثلا موقعی که در جنگ و جدالی بازنده شوند و یا زمانی که از اسیب و ازار دیگران بترسند.کودکانی که در این سن به طور مرتب دیگران را گاز می گیرند نیاز به توجه و درمان دارند. این نوع گاز گرفتن در این سن می تواند دال بر داشتن مشکل در بروز احساسات کودک باشد و یا عدم توانایی در کنترل خویشتن.

گاز گرفتن در شرایط مختلف اتفاق می افتد، به خصوص زمانی که کودکان دور همدیگر جمع باشند. در امریکا بزرگترین مشکل مراکز مراقبت از کودک ناشی از همین عادت ناپسند آنها است. اغلب مواقع می توان با کمک به کودک در بروز احساساتش به طور صحیح مانع از این رفتار ناخوشایند وی شد. البته کودکانی که به طور مداوم این حرکت را انجام می دهند نیاز به مراقبت ویژه دارند و بهتر است که دورتر از کودکان دیگر مورد مراقبت واقع شوند.
گاز گرفتن در کودکان بعدها معمولا منجر به مشکلات رفتاری نمی شود. اما کودکانی که مرتب گاز می گیرند و یا سایر رفتار های خشونت آمیز را از خود نشان می دهند و به خصوص زمانی که بزرگتر از 3 سال هستند ممکن است دچار مشکلات عاطفی و یا بالینی باشند که نیاز به درمان ویژه دارد.

   


لکنت زبان در کودکان

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


 









بسیاری از کودکان کم سن لکنت دارند، اما در اغلب آن‌ها این مشکل تا پنج سالگی برطرف می‌شود.
اگر لکنت زبان بیش از این طول بکشد، علاج شناخته‌شده‌ای برای آن وجود ندارد. اما شما می‌توانید به کودکتان کمک کنید تا بر این مشکل در صحبت کردن غلبه کند.
به کودکتان فشار نیاورید. تنها او را ترغیب کنید که صحبت کند و به او امکان دهید از این کار لذت ببرد.
در جریان غذاخوردن گفت‌وگوهای خانوادگی بیشتری داشته باشید، البته توجه کنید که رادیو و تلویزیون خاموش باشد که حواس کودک پرت نشود.
با دادن دستوراتی که ممکن است باعث دستپاچگی بیشتر کودک‌تان شود، او را نگران نکنید.
اگر کودکتان آشفته یا عصبی است، او را به حرف زدن وادار نکنید.
محیط خانه را آرام و صلح‌آمیز نگهدارید، و با کودک‌تان با لحنی واضح، آرام و بدون شتاب صحبت ‌کنید. هنگامی که کودک‌تان صحبت می‌کند، تماس چشمی‌تان را با او حفظ کنید، و اگر او لکنت او شروع شد، تشویش و بی‌تابی از خود بروز ندهید. به کودک‌تان اجازه دهید که حرفش را تمام کند، و سخن او را قطع یا تصحیح نکنید

   




چگونه پیشرفت کتابخوانی کودکان ۳ تا ۵ سال را کنترل کنیم؟

چگونه فرزندان شما در کتابخوانی پیشرفت می کنند و شما برای کمک به آن ها چه کار می توانید بکنید؟
- چگونه  می توان این نظارت و کنترل را به کار برد؟
در کنترل خواندن، از همان راهی  استفاده کنید که پزشک، نمودار رشد را به کار می‌ برد. به دنبال  الگوی رشدی با حرکات آرام و تند باشید. همان اندازه که فرزند شما خواندن را خوب انجام دهد، نشانه‌ ی سلامتی اوست.
مراحل سنی یا درجه ‌ی تحصیلی برای هر بررسی فهرست می شود، اما تنها به عنوان یک راهنما. پیشنهاد می کنیم حتی اگر فرزند شما به مدرسه می‌ رود، خواندن کنترل شده را که از یک یا دو سالگی او آغاز کرده اید ، همچنان ادامه دهید تا موفق شوید. آن راه ارزش بیشتری دارد و فرزند شما را پیوسته و منظم، یک کتابخوان مستقل بار می ‌آورد.
- والدین چگونه می توانند کمک کنند؟
والدین نقش کلیدی در پیشرفت کتابخوانی فرزندان خود در سطوح مختلف دارند. همان گونه که پیشرفت فرزندتان را دنبال می ‌کنید کار هایی را که می توانید برای گسترش علایق و مهارت های فرزند خود انجام دهید، بررسی کنید.

 

- منظور از کنترل چیست؟ 
توجه داشته باشید که نشانه های بررسی شما بیشتر از همه، کجا به نتیجه می رسند. اگر پاسخ ‌های شما بیشتر الف باشند، احتمالاً فرزندتان در حال تغییر (جا به جا‌یی) از یک سطح پایین تراست.
اگر جواب ها بیشتر (ب) باشند، فرزند شما احتمالاً در میانه‌ ی این مرحله قرار دارد.
اگر بیشتر بررسی ها (ج) باشند احتمالاً فرزند شما در حال گام برداشتن به مرحله‌ ی بعدی است. اگر درباره ‌ی پیشرفت خواندن فرزند خود نگرانید، با معلم یا پزشک متخصص او صحبت کنید.    
- کنترل خواندن پیش دبستانی ها:
بیشتر کودکان پیش دبستانی، دنیای چاپ و کتاب را می شناسند. ممکن است کودکی وانمود کند که در حال خواندن کتاب مورد علاقه اش است. این وانمود کردن، گامی است به سوی خواندن واقعی و کمک می کند تا او خود را یک خواننده واقعی کتاب به شمار آورد.
- آیا فرزند شما ...
۱ـ داستانی را با نگاه کردن به تصاویر دوباره بازگو می کند ؟
الف ) نه هنوز                                  ب ) گاهی اوقات                    ج ) اغلب
۲ـ با بازگو کردن واژه ها از ذهن خود، وانمود به خواندن کتاب می کند؟
الف ) نه هنوز                                 ب ) گاهی اوقات                      ج ) اغلب
۳ـ زمانی که شما مشغول خواندن هستید، از شما سؤال می کند؟
الف ) نه هنوز                                 ب ) گاهی اوقات                        ج ) اغلب
۴ـ بر روی کاغذ نشانه ‌هایی که شبیه حروف اند را نقاشی می کند؟
الف ) نه هنوز                                 ب ) گاهی اوقات                         ج) اغلب
آیا فرزند شما می تواند ...
۱ـ شعرها و آوازهای کودکانه بخواند؟
الف ) نه هنوز                                ب ) کمی                                     ج ) اغلب
۲ـ آن چه را که بعداً در داستان اتفاق می ‌افتد پیشگویی کند؟
الف ) نه هنوز                                   ب ) گاهی اوقات                           ج ) اغلب
۳ـ حروف الفبا را تشخیص دهد و نام ببرد ؟
الف ) نه هنوز                                  ب ) گاهی اوقات                                ج ) اغلب
نگران نباشید خوب است اگر فرزند شما ...
۱ـ در حالی که شما می‌ خوانید، پرسش های زیادی می ‌کند. کودکان از راه حرف زدن درباره‌ ی کتاب‌ ها می ‌آموزند.
۲ـ نمی‌ تواند هنگام گوش کردن به داستان آرام بنشیند. بعضی از کودکان در حالی‌ که نقاشی می‌ کنند یا با اسباب بازی، بازی می ‌کنند بهتر گوش می دهند.
۳ـ حروف و کلمات را وارونه می‌ نویسد . پیش دبستانی ها درحال تعیین موقعیت هستند.
۴ـ کتاب ‌های غیر داستان یا مفهومی را به کتاب ‌های داستان ترجیح می‌ دهد. بعضی از بچه‌ ها این ‌گونه هستند.

   


لطفا خجالتیش نکنید

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


تعداد قابل توجهی از کودکان پیش دبستانی که در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به دیگران و خجالتی ظاهر می شوند. شما می دانید در برخورد با آنها چگوه باید رفتار کنید؟اینگونه کودکان در خانه کاملاً پرحرف و فعال هستند ولی در دنیای خارج از منزل اعتماد به نفس ندارند. اگرچه کودکان خجالتی ممکن است به صورت غیر اجتماعی خود را نشان دهند ولی در واقع این طور نیستند. یکی از کارشناسان می گوید: آنها به افراد و موقعیتهای جدید علاقه دارند، اما اضطرابشان مانع از برقرار کردن روابط اجتماعی می شود. تحقیقات اخیراً نشان می دهد که قسمت خاکستری مغز افراد خجالتی فوق العاده فعال است که این قسمت از مغز واکنشهای عاطفی بسیار دقیق را کنترل می کند. دقیقاً مانند عکس العمل های سریعی که افراد عادی در هنگام خطر از خود نشان می دهند و از آنها می گریزند، افراد خجالتی نیز به هنگام قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی احساس نگرانی می کنند. به عقیده یکی از کارشناسان اگر شما به زور و اجبار او را وادار به این کار کنید، فرزندتان بیشتر از پیش در کارش پافشاری می کند.

پیشنهاد های راهبردی:

1-در انتخاب مدرسه دقت کنید: کودکان خجالتی در محیطی مناسب می توانند شکوفا شوند. سعی کنید مدرسه ای انتخاب کنید که نسبت معلم به دانش آموز بیشتر از 1 به 20 نباشد. قبل از شروع کلاسها فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جدید ببرید، همچنین او می تواند معلمها را از نزدیک ببیند و با محیط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگوئید که او خجالتی است و با کمک یکدیگر برنامه ای طراحی کنید تا فرزندتان احساس راحتی بیشتری کند. با آموزگار او در طی سال تحصیلی ارتباط نزدیک داشته باشید تا بدین وسیله بتوانید در حل مشکلاتش راحتتر برخورد کنید.

 

2-به فرزندتان فرصت آمادگی دهید : اگر کودکتان بداند که در تمام موقعیتها چه اتفاقی می افتد، نگرانی او کم می شود. به عنوان نمونه، چند روز قبل از یک جشن تولد، شما او را به خانه دوستش ببرید تا با والدین او آشنا شده و همچنین از وقایعی که قرار است در این جشن اتفاق افتد آگاه شود. به نظر روانشناسان بهتر است کودک را از یک هفته قبل برای انجام کار یا تجربه جدیدی آماده ساخت مثلاً اگر قرار است که فرزندتان را به دندانپزشکی ببرید یک هفته زودتر او را به مطب برده تا محیط آنجا را ببیند و احساس راحتی بیشتری کند.

 

3-به حرفهای او با صبر و حوصله گوش دهید : کودکتان را تشویق کنید تا در مورد آنچه که او از آن واهمه دارد صحبت کند و سعی کنید بدون اینکه نگرانیش را فراموش کند بر روی تجربیاتش تأکید کنید. گاهی بهتر است بگوئید: بعضی اوقات من هم این احساس را دارم.

 

4-در خانه با او تمرین کنید : بازیهای مختلفی خارج از فعالیتهای روزمره فرزندتان انجام دهید مانند ملاقات با یک شاگرد جدید در مدرسه. کارها و بازیهائی ترتیب دهید تا او بتواند به طور یکسان همه موقعیتهای اجتماعی را تجربه کند. به فرزندتان کمک کنید که آنچه را انجام می دهد، تجربه کند . به عقیده روانشناسان تکرار بعضی از بازیها و نقشها کمک می کند تا فرزندانتان کمتر احساس ترس و نگرانی کرده و راحتتر دوستی صمیمانه ای با دیگران داشته باشند.

 

5-بدبینی او را از بین ببرید : خجالتی بودن معمولاً از الگوها و تفکرهای منفی که باعث بدبینی می شود نشأت می گیرد مانند بچه ها مرا دوست ندارند.از آنجا که کودکان خجالتی آمادگی زیادی در گوشه گیری دارند، پس بهتر است بزرگسالان مواظب رفتار خود باشند و به کودکشان اجازه دهند تا نظاره گر کارهای اجتماعی آنها به عنوان بخشی از زندگی روزمره شان باشند. با این وجود، بهتر است که صبور باشید. با تقویت و جایگزین کردن افکار مثبت به فرزندتان در از بین بردن بدبینی و تفکرهای منفی ذهن او کمک کنید، مثل شما خیلی خوب با او بازی کردی و او را تشویق کنید که خود را باور کند و بداند که او هم می تواند مثل دیگران خوب بازی کند و کاری را انجام دهد .

 

 چگونه کودکانی مستقل داشته باشیم؟

ممکن است کودکانی که در بیرون از خانه به طور عادی رفتار می کنند در موقعیتهای خاص خجالتی و کمرو شوند. به عنوان مثال، اگر فرزندتان دوست دارد تا در جشن تولد کنار شما بماند مشکلی نیست ولی باید در چارچوب قوانینی مشخص شده قرار گیرد. به او بگوئید: می توانی برای چند دقیقه پیش من باشی، ولی من دوست دارم که با بچه های دیگر بازی کنی. در طول مسیری که به جشن تولد می روید او را از اوضاع و احوال آنجا آگاه کنید. به او بگوئید که چه وقت بر می گردید (بعد از اینکه همگی کیک خوردید، دنبالت می آیم) همچنین اگر قرار است در جشن تولد بمانید ولی فرزندتان می ترسد که شما او را ترک کنید، کودک را از اینکه جائی نمی روید مطمئن سازید.

   


چگونه فرزندانی شاد داشته باشید

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


كارشناسان معتقدند كودكان فطرتی پاك دارند و در صورتی كه این لوح پاك مخدوش نشود ، در بزرگسالی افرادی خوشحال و موفق خواهند بود. بیشتر افرادی كه شاد و موفق هستند نیز مشخصات مشتركی دارند كه می‌توان با توجه به آنها كودكان خود را به نحوی تربیت كنیم كه در آینده افرادی سالم و شاداب و در كارها و مراحل زندگی موفق باشند.
مطلب زیر شما والدین عزیز را با این موارد آشنا می‌كند:
اعتماد
 
اعتماد منطقی به دیگران می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده فرزندتان باشد. شاید جالب باشد كه بدانید 6 ماه اول زندگی فرزندتان نقش قابل ملاحظه‌ای در این میان دارد.
 
در این دوران توجه زیاد به كودك به هیچ وجه او را لوس نمی‌كند. بلكه شما با توجه به نیازهای او احساس امنیت و اطمینان خاطر را در وی ایجاد می‌كنید.
 
همچنان كه كودك رشد می‌كند شما كمی‌ خود را عقب می‌كشید و اجازه می‌دهید تا بداند بدون حضور دائم شما به منظور تامین سریع نیازهایش نیز می‌تواند زندگی كند.
 
گفتار و رفتار شما به فرزندتان می‌آموزد كه آیا می‌توان به دیگران اعتماد كرد یا نه. پس سعی كنید به گونه‌ای رفتار كنید كه وقتی حس استقلال او تقویت می‌شود، بتواند ارتباط پایدار و سازنده‌ای مبتنی بر عقل و منطق با افراد برقرار كند.
 
عجولانه واكنش نشان ندهید
 
گاهی اوقات سعی كنید قبل از بروز هر واكنشی تا 10 بشمارید. كمی آرام شوید و سپس در مورد رفتارتان تصمیم بگیرید.
 
باید به فرزندتان نشان دهید كه آرام هستید و عكس‌العمل‌های حساب نشده و عجولانه ندارید. زیرا كودكتان رفتار شما را الگو قرار می‌دهد.
 
كودكان به طور فطری خودمحور هستند یعنی درخصوص افكار خود و دیگران قبل از دیگران فكر می‌كنند و اهمیت می‌دهند.
 
به همین سبب پیش از 3 سالگی برای كودكان واقعا سخت است كه همدردی كنند. با این حال شما می‌توانید با رفتار و واكنش بموقع و با محبت خود به آنها نشان دهید كه احساسشان را می‌فهمید و برایتان مهم است.
 
چنانچه می‌بینید انگشت فرزندتان زخم شده به جای این‌كه به او بگویید چیز مهمی‌ نیست، بهتر است به وی بگویید می‌دانید زخم شدن دست دردناك است و احتمالا سوزش هم دارد.
 
پس بهتر است مراقب دست خود و دیگران باشد زیرا آسیب زدن به دیگران هم بشدت دردناك است.
 
تعهد ، كلید زندگی موفق است
 
یكی از كلیدهای زندگی موفق اجتماعی پایبندی به عهدها و تعهدات بسته شده است.
 
بنابراین بهتر است از سنین خیلی پایین به فرزندتان مسوولیت دهید. برای مثال از او بخواهید لباس‌های كثیفش را در ماشین لباسشویی بریزد یا این‌كه لیوان آبش را از اتاق به آشپزخانه بیاورد تا برایش بشویید.
 
هرگز تصور نكنید با ندادن مسوولیت به فرزندان برایشان دلسوزی كرده و به آنها محبت می‌كنید. شما با این كار زندگی‌ آینده را برایشان سخت و غیرقابل تحمل می‌سازید.
 
وقتی فرزندتان به سن دبستان رسید، می‌توانید از او بخواهید روی میز را با دستمال تمیز كند.
 
مسوولیت‌های محوله را در هر سنی مطابق با توانایی‌های فرزندتان در همان سن هماهنگ سازید.
 
در ضمن اگر مسوولیتی را به وی محول می‌كنید، خودتان آن كار را انجام ندهید تا او در قبال مسوولیت خود احساس تعهد كند.
 
اعتماد به‌نفس بسیار مهم است
 
اعتماد به‌نفس از جمله مواردی است كه شما نقش قابل ملاحظه‌ای در شكل‌گیری آن در فرزندتان دارید و نتایج تقویت یا تضعیف این اعتماد به‌نفس نیز در تمام مراحل زندگی آینده او انعكاس می‌یابد.
 
زمانی كه به كودكتان مهارت‌های گوناگون را می‌آموزید تا بتواند مستقل باشد، احساس اعتماد به‌نفس در او تقویت می‌شود.
 
اما اگر مرتب در پی این باشید كه همه جا با شما باشد و همه كارهایش را در حضور شما انجام دهد، احساس اعتماد به‌نفس وی را تضعیف می‌كنید و این صدمه تا بزرگسالی و در زندگی شغلی و خانوادگی‌اش خود را نشان می‌دهد.
 
به او بیاموزید صبور باشد و با احساس مسوولیت و اعتماد به‌نفس مسائلش را حل كند.
 
كودكانی كه بهتر می‌توانند مسائل خود را حل كنند در آینده از اعتماد به‌نفس بیشتری برخوردارند و احساس رضایت و استقلال بیشتری می‌كنند.
 
پایه‌ریزی احساس اعتماد و امنیت، صبر، همدلی، مسوولیت‌پذیری و اعتماد به‌نفس در زندگی كودك شما دقیقا همان چیزی است كه سعادت و موفقیت آینده او را شكل می‌دهد.
 
فقط به یاد داشته باشید رفتار و حركات شما بیشتر از گفتارتان به آنها الگو می‌دهد. توجه داشته باشید سرگرمی‌، بازی و شادی كودك شما نیز به اندازه آموزش برایش اهمیت دارد و می‌تواند در بازی و تعامل با افراد دیگر درس‌های ارزنده‌ای را بیاموزد كه تاثیری چندین برابر در پیشرفت‌های فردی و خانوادگی وی داشته باشد.
 
در ضمن در ارتباط با دیگران نحوه ارتباط موثر و اعتماد و احترام را می‌آموزد. پس هرگز نخواهید تمام وقت را در كنار شما باشد.

   


آموزش ترجمه گریه کودک

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



چند روز اول بعد از تولد، نوزاد احتمالاً تمام شبانه روز را خواهد خوابید و به ندرت گریه خواهد کرد. البته هنوز زود است که به این خاطر به خودتان تبریک بگویید. گریه ی نوزاد اغلب چند هفته بعد از تولد شروع و در شش هفتگی به اوج می رسد.

کودکی که گریه می کند در تلاش است تا چیزی به شما بگویید ممکن است بخواهد گرسنگی یا پرخوری و شکم دردش را به شما اطلاع دهد و ممکن است بخواهد بگوید پوشکش خیس و از این بابت ناراحت است. یا بر عکس او آن پوشک مرطوب و گرم را دوست می داشت و حالا که آن را تعویض کرده اند سردش شده است و عصبانی است! ممکن است خسته باشد و دوست دارد به تکان تکان دادن او را بخوابانید یا حوصله اش سر رفته است و انتظار دارد با چیزی او را سرگرم کنید شاید هم می خواهد بگوید از اینکه نمی تواند روی فرش بخزد و به همه چیز دست بزند عصبانی است که البته در این صورت او تمام شش هفت ماه آینده را به گریه می گذارند (اما احتمالاً خزیدن را زودتر شروع خواهد کرد) هنگامی که برای اولین بار نوزادتان را در آغوش می گیرید، تصوری از هیچ یک از این موارد ندارید........

در حقیقت هر چه زودتر نسبت به گریه های او واکنش نشان دهید بهتر است؛ زیرا آرام کردن کودک در ابتدای شروع گریه آسان تر از آرام کردن او در مرحله ی هیستریک و عصبانیت و ناراحتی شدید است.
وظیفه شما چیست؟
گریه ی کودک موجب افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و عرق کردن کف دست های مادر و پدر می شود همچنین شنیدن صدای گریه ی نوزاد ممکن است موجب ترشح شیر شود.
وظیفه شما درک زبان گریه ی نوزادتان است، زیرا گریه نوعی زبان است با درک هر چه زودتر این زبان، فرصت بیشتری برای گوش دادن به قان و غون او دارید و زمان کمتری را به شنیدن جیغ و فریاد او خواهید گذراند. در این مرحله، آنچه نباید انجام دهید. آموزش صبر و حوصله به کودکتان است.
لطفاً ترجمه کنید
اگر چه هیچ کس تاکنون فرهنگ لغتی برای ترجمه ی گریه ی کودک تهیه کرده است، اماریتم و زیر و بم  گریه نوزادتان می تواند کلیه جستجو برای یافتن مشکل باشد.
 
 
خسته: گریه ی زوزه مانند و به نوعی آهنگین، که ممکن است غیر عادی و گاهی همراه با مالش چشم ها و گونه ها باشد.
 
درد شدید ناگهانی: جیغ و به دنبال آن یک سکوت طولانی و سپس یک جیغ دیگر (این حالت را بدون شک بعد از واکسیناسیون فرزندتان خواهید شنید). این نوع گریه و جیغ ممکن است به علت نفخ شکم، گیر کردن پای کودک در فاصله ی نرده های تخت یا فرو رفتن سنجاق پوشک در بدنش باشد.
 
گرسنگی: گریه های کوتاه و موزون و ریتم دار که ناامیدانه به نظر می رسند.
 
اجابت مزاج: بیشتر با یک گریه یا خرناس شروع می شود و اغلب حین غذا خوردن صورت می گیرد.
احساس گرمای زیاد، بیماری یا تب داشتن. گریه ی ناله مانند.
 
عصبانیت یا استیصال: کودک ممکن است هنگام خارج کردن پستانک از دهانش، باز کردن پوشکش یا بدون هیچ دلیل موجهی فریاد های گوش خراشی سر دهد.
 
ملالت و بی حوصلگی: از غرولند شروع و به ضجه و زاری ختم می شود از جا برداشتن کودک بی حوصله موجب قطع فوری گریه اش می شود.

   


چطور بچه پرخاشگر بار نیاوریم؟

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



همشهری آنلاین:آموزش همدلی به کودک از همان ابتدای زندگی بر رفتار او در آینده اثر می‌گذارد
قلدری و زورگویی یک مشکل رفتاری شایع کودکان و نوجوانان است که ممکن است به آسیب دیدن خود آنها و دیگران منتهی شود. سوالی که در موارد زورگویی کودکان مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان از ایجاد این مشکل در آنها پیشگیری کرد؟

در حال حاضر به طور فزاینده‌ای متخصصان علوم اعصاب، روانشناسان، و متخصصان تعلیم و تربیت اعتقاد دارند که زورگویی و سایر انواع خشونت در با تشویق کودک در سنین پایین با همدلی کردن با دیگران کاهش می‌یابد.

پژوهش‌ها در طول دهه گذشته در مورد "همدلی" (empathy) - به معنای توانایی گذاشتن خود به جای دیگران - نشان داده است این خصوصیت نقش مهمی در این زمینه دارد و شاید بر همه موارد روابط اجتماعی و اخلاقیات انسانی تاثیرگذار باشد.

در نبود همدلی، جامعه‌ای تجزیه‌شده خواهیم داشت که در آن بی‌اعتمادی حاکم است، و دلیلی برای پرهیز از کشتن و فریب دادن دیگران، دزیدن از آنها یا دروغ گفتن به آنها وجود ندارد. تصور بر این است که این توانایی که فرد خود را جای دیگران بگذارد، ذاتی اغلب انسان‌ها باشد، و حتی در برخی از انسان‌نماها مانند شمپانزه‌ها هم دیده می‌‌شود.

شمپانزه‌ها نسبت به رفتار غیرعادلانه نسبت به دیگران اعتراض می‌کنند، از پذیرفتن پاداشی که به حق بدست آورده است، در صورتی که شمپانزه دیگری با انجام دادن همین کار همین پاداش را نگیرد، اجتناب می‌کند.

اولین نشانه‌های همدلی بادیگران به طور شاخص در دوران نوزادی، نوزادان هنگامی که گریه نوزاد دیگری را می‌شنوند، گریه می‌کنند، و بررسی‌ها نشان داده است، کودکان حتی در سنین پایینی در حد 14 ماهگی به طور مشخصی به بزرگسالانی ترجیح نشان می‌دهند که به دیگران کمک می‌کنند تا آنهایی که مانع دیگران می‌شوند.

اما رشد این گرایش ذاتی، مانند رشد زبان، ممکن است تحت تاثیر تجربیات اولیه فرد قرار گیرد. به عنوان نمونه به نحوه بزرگ کردن بچه‌ها در دو جامعه باستان آتن و اسپارت توجه کنید. اسپارت‌ها که تقریبا تنها به طور انحصاری به عنوان جنگجو ستوده شده‌اند، پسرهای طبقه حاکم‌شان را در محیطی از سبعیت سازش‌ناپذیر تربیت می‌کردند، آنها را از 7 سالگی به اردوگاه جنگی می‌فرستادند، و آنها را گرسنگی می‌داندند تا به قدری موزی و ناقلا شوند که تا به نوبه خود با مهارت نسل‌های دیگری از قاتلان بیرحم را پرورش دهند.

در آتن رهبران آینده به صورتی صلح‌آمیزتر و حمایتگرانه‌تر ورد خانه با مادران و پرستاران‌شان بزرگ می‌شدند و از 6 سالگی تعلیم شعر و موسیقی می‌دیدند. آتنی‌ها به پیشگام دموکراسی، هنر، تئاتر و فرهنگ بدل شدند.

درست همانطور که می‌توانیم افراد را برای قاتل‌شدن تعلیم دهیم، می‌توانیم آنها را با همدلی کردن با دیگران بار بیاوریم.

آنچه را یونانیان باستان به طور شهپدی انجام می‌دادند، امروزه پژوهش‌ها هم آن را ثابت می‌کنند. در سال 2007 پژوهشگران اولین بررسی تصادفی‌شده و کنترل شده در مورد بزرگ شدن در یتیم‌خانه را منتشر کردند؛ این بررسی و پژوهش بعدی روی همین نمونه کودکان یتیم رومانیایی نشان داد که در مقایسه با نوزادانی که خانواده‌هایی آنها را به فرزندی پذیرفته‌ بودند، افرادی که در یتیم‌خانه بزرگ شده بودند، ضریب هوشی کمتر، رشد جسمی کمتر، اشکال در ایجاد دلبستگی انسانی، و تفاوت در کارکرد بخش‌هایی از مغز داشتند که به رشد عاطفی مربوط بود.

کودکانی که در یتیم‌خانه بزرگ شده بودند، تجربه قرار گرفتن در کانون توجه محبت آمیز یک خانواده را نداشتند؛ درعوض آنها بوسیله کارمندان که در شیفت‌های چرخشی کار می‌کردند، و بنا به طبیعت این نحوه کار آنها را نادیده می‌گرفتند، مورد مراقبت می‌گرفتند. چنین کودکانی یکی از شدیدترین دلبستگی‌های یک به یک با مظهر پدر که نوزادان در مرحله حساس سنی به آن نیاز دارند، محروم می‌شدند.

بدون این تجربه آنها به زودی می‌آموختند که که دنیایی جایی سرد، ناامن و بی‌ارزش است. نیازهای عاطفی آنها برآورده نمی‌شد، و آنها اغلب در درک یا تحسین احساسات دیگران ناتوان بودند.

حدود 90 درصد رشد مغز در اولین پنج سال زندگی رخ می‌دهد، و اذهان کودکان کمسنی که نادیده گرفته می‌شوند یا آسیب می‌‌بینند، اغلب نمی‌تواند رابطه‌ای میان افراد و لذت برقرار کند. این نقصان ممکن است باعث شود که این افراد بعدها در طول زندگی‌شان نتوانند عشق را بروز دهند.

والدین می‌توانند با نحوه رفتار خود با کودکان‌شان احساس همدلی را در آنها برانگیزند، یا اینکه ایجاد محیط خشن و تنبیهی این احساس را در آنها از بین ببرند.


انضباط بلی ولی تنبیه نه؟

محیط سرد یتیم‌خانه را می‌توان در یک سر طیفی از تنبیه قرار داد، که در طرف دیگر آن ایجاد ساده انضباط قرار می‌گیرد- موضوعی که گاهی حتی در ذهن متوجه‌ترین والدین گاهی با هم مخلوط می‌شود. چگونه باید به کودک تفاوت درست و نادرست را تعلیم داد، بدون اینکه بیش از حد سخت‌گیر بود، یا به حد آزار کودک رسید؟ چه کسی در میان ما هست که صدایش هنگام ٱموزش انضباط به فرزندش بالا نبرده باشد، یا بهتر بگوییم بر سر او فریاد نکشیده باشد.

اما پژوهشگران می‌گویند فریاد زدن بر سر کودک یا زدن او به جای اینکه باعث شود کودک بفهمد برای چه تنبیه می‌شود، تنها باعث ترسیدن او می‌شود. در درازمدت کاربرد معمول تنبیه جسمی، نه تنها نمی‌تواند باعث تغییر رفتار کودک در جهت بهتر شود، بلکه نشان داده شده است که پرخاشگری کودکان را افزایش می‌دهد.

به جای شروع کردن از این فرض که مجبورید تا کودک را بزنید تا کارهای بدش را کنار بگذارد، باید به تعلیم همدلی و دلبستگی به او بپردازید.

به عبارت دیگر با آموختن به کودک برای رفتارها و احساسات خودش را درک کند، شروع کنید، این کار ابزاری اساسی برای درک رفتار و احساسات دیگران در اختیار او قرار می‌دهد.

برای مثال در برخورد با کودکی که به شخص دیگری صدمه زده است، به او کمک کنید تا یاد بگیرد در آن لحظه خودش چه احساسی داشته است. ما همیشه فکر می‌کنیم که باید به کودک بگویم : "می‌دانی فلانی و بهمانی چه احساس ناراحتی بهشان دست داد." اما موفق‌تر خواهیم بود اگر با این جمله شروع کنیم،" تو باید خیلی احساس پریشانی کرده باشی." این شگرد به کودکان کمک می‌کند تا چگونگی احساسات‌شان را توصیف کنند، و بنابراین دفعه دیگر که باز هم چنین اتفاقی افتاد، زبان لازم برای توصیف آن را داشته باشند. دفعه بعد آنها می‌توانند بگویند: "احساسم مثل آن دفعه‌ای بود که فلانی را زدم."

در عین حال باید توجه داشت که آموختن درک رنج دیگران لزوما به معنای آموختن همدلی نیست. و برای همین است که کودکانی برای مثال در خانه آزار می‌بینند، با احتمال بیشتری ممکن است در محیط بیرون به فردی زورگو بدل شوند. مسئله این نیست که آنها نمی‌دانند که صدمه دیدن چه احساسی را ایجاد می‌کند، مسئله این است که آنها خشونت را به عنوان شیوه‌ای برای بیان خشم یا ابراز قدرت آموخته‌اند.

مری گوردون، بنیانگذار یک برنامه مستقر در مدرسه، به نام "ریشه‌های همدلی" که برای آموزش همدلی و دلبستگی به کودکان طراحی شده است و اکنون د ر 3000 کودکستان و مدرسه ابتدایی و راهنمایی در کانادا، و 40 مدرسه در سیاتل در آمریکا در حال اجراست، سعی دارد این مشکل را حل کند.

در این برنامه دانش‌آموزان ماهی یک بار به دیدار تعامل یک والد و نوزاد در کلاس درس می‌روند و ساخته شدن بنیادهای همدلی را مشاهده می‌کنند. هنگامی که نوزاد گریه می‌کند، مربی به مادر و دانش‌آموزان کمک می‌کند، در باره چیزی که نوزاد را می‌‌‌آزارد و اینکه چگونه می‌توان حال او را بهتر کرد، فکر کنند.

به دانش‌‌آموزان یاد داده می‌شود که بچه‌ای که گریه می‌کند، بچه بدی نیست، بلکه بچه‌ای است که مشکلی دارد. دانش‌آموزان با تلاش برای فهمیدن این که نوزد چه مشکلی دارد، می‌‌آموزند که دنیا را از دریچه چشمان نوزاد ببینند، و بفهمند او چه نیازهایی ممکن است داشته باشد، که نمی‌تواند به طور آشکار بیان کند.

توانایی شخصی کودک برای همدالی را می‌توان با تشویق والدین به اینکه خودشان را به الگوی برای رفتار همدلانه تبدیل کنند، تشویق کرد. هنگامی والدین با افراد دیگر با محبت و دلبستگی، بدون خودخواهی و قضاوت کردن برخورد می‌کنند، کودکان رفتارهای آنها را تقلید می‌کنند.

به قول گوردون: “همدلی را نمی‌شود تعلیم داد، اما می‌توان آن را فراگرفت.”

در واقع پژوهش‌ها نشان می‌دهند که قرارگیری ساده در معرض سایر انواع افراد در شرایطی دوستانه می‌تواند همدلی شما را نسبت به آنها افزایش دهد. هر چند که با برخی از جانیان و مجرمان روانی ممکن است نتوان همدلی کرد، در مورد اغلب افراد چنین کاری ممکن است.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات