چگونه فرزندانی شاد داشته باشید

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


كارشناسان معتقدند كودكان فطرتی پاك دارند و در صورتی كه این لوح پاك مخدوش نشود ، در بزرگسالی افرادی خوشحال و موفق خواهند بود. بیشتر افرادی كه شاد و موفق هستند نیز مشخصات مشتركی دارند كه می‌توان با توجه به آنها كودكان خود را به نحوی تربیت كنیم كه در آینده افرادی سالم و شاداب و در كارها و مراحل زندگی موفق باشند.
مطلب زیر شما والدین عزیز را با این موارد آشنا می‌كند:
اعتماد
 
اعتماد منطقی به دیگران می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده فرزندتان باشد. شاید جالب باشد كه بدانید 6 ماه اول زندگی فرزندتان نقش قابل ملاحظه‌ای در این میان دارد.
 
در این دوران توجه زیاد به كودك به هیچ وجه او را لوس نمی‌كند. بلكه شما با توجه به نیازهای او احساس امنیت و اطمینان خاطر را در وی ایجاد می‌كنید.
 
همچنان كه كودك رشد می‌كند شما كمی‌ خود را عقب می‌كشید و اجازه می‌دهید تا بداند بدون حضور دائم شما به منظور تامین سریع نیازهایش نیز می‌تواند زندگی كند.
 
گفتار و رفتار شما به فرزندتان می‌آموزد كه آیا می‌توان به دیگران اعتماد كرد یا نه. پس سعی كنید به گونه‌ای رفتار كنید كه وقتی حس استقلال او تقویت می‌شود، بتواند ارتباط پایدار و سازنده‌ای مبتنی بر عقل و منطق با افراد برقرار كند.
 
عجولانه واكنش نشان ندهید
 
گاهی اوقات سعی كنید قبل از بروز هر واكنشی تا 10 بشمارید. كمی آرام شوید و سپس در مورد رفتارتان تصمیم بگیرید.
 
باید به فرزندتان نشان دهید كه آرام هستید و عكس‌العمل‌های حساب نشده و عجولانه ندارید. زیرا كودكتان رفتار شما را الگو قرار می‌دهد.
 
كودكان به طور فطری خودمحور هستند یعنی درخصوص افكار خود و دیگران قبل از دیگران فكر می‌كنند و اهمیت می‌دهند.
 
به همین سبب پیش از 3 سالگی برای كودكان واقعا سخت است كه همدردی كنند. با این حال شما می‌توانید با رفتار و واكنش بموقع و با محبت خود به آنها نشان دهید كه احساسشان را می‌فهمید و برایتان مهم است.
 
چنانچه می‌بینید انگشت فرزندتان زخم شده به جای این‌كه به او بگویید چیز مهمی‌ نیست، بهتر است به وی بگویید می‌دانید زخم شدن دست دردناك است و احتمالا سوزش هم دارد.
 
پس بهتر است مراقب دست خود و دیگران باشد زیرا آسیب زدن به دیگران هم بشدت دردناك است.
 
تعهد ، كلید زندگی موفق است
 
یكی از كلیدهای زندگی موفق اجتماعی پایبندی به عهدها و تعهدات بسته شده است.
 
بنابراین بهتر است از سنین خیلی پایین به فرزندتان مسوولیت دهید. برای مثال از او بخواهید لباس‌های كثیفش را در ماشین لباسشویی بریزد یا این‌كه لیوان آبش را از اتاق به آشپزخانه بیاورد تا برایش بشویید.
 
هرگز تصور نكنید با ندادن مسوولیت به فرزندان برایشان دلسوزی كرده و به آنها محبت می‌كنید. شما با این كار زندگی‌ آینده را برایشان سخت و غیرقابل تحمل می‌سازید.
 
وقتی فرزندتان به سن دبستان رسید، می‌توانید از او بخواهید روی میز را با دستمال تمیز كند.
 
مسوولیت‌های محوله را در هر سنی مطابق با توانایی‌های فرزندتان در همان سن هماهنگ سازید.
 
در ضمن اگر مسوولیتی را به وی محول می‌كنید، خودتان آن كار را انجام ندهید تا او در قبال مسوولیت خود احساس تعهد كند.
 
اعتماد به‌نفس بسیار مهم است
 
اعتماد به‌نفس از جمله مواردی است كه شما نقش قابل ملاحظه‌ای در شكل‌گیری آن در فرزندتان دارید و نتایج تقویت یا تضعیف این اعتماد به‌نفس نیز در تمام مراحل زندگی آینده او انعكاس می‌یابد.
 
زمانی كه به كودكتان مهارت‌های گوناگون را می‌آموزید تا بتواند مستقل باشد، احساس اعتماد به‌نفس در او تقویت می‌شود.
 
اما اگر مرتب در پی این باشید كه همه جا با شما باشد و همه كارهایش را در حضور شما انجام دهد، احساس اعتماد به‌نفس وی را تضعیف می‌كنید و این صدمه تا بزرگسالی و در زندگی شغلی و خانوادگی‌اش خود را نشان می‌دهد.
 
به او بیاموزید صبور باشد و با احساس مسوولیت و اعتماد به‌نفس مسائلش را حل كند.
 
كودكانی كه بهتر می‌توانند مسائل خود را حل كنند در آینده از اعتماد به‌نفس بیشتری برخوردارند و احساس رضایت و استقلال بیشتری می‌كنند.
 
پایه‌ریزی احساس اعتماد و امنیت، صبر، همدلی، مسوولیت‌پذیری و اعتماد به‌نفس در زندگی كودك شما دقیقا همان چیزی است كه سعادت و موفقیت آینده او را شكل می‌دهد.
 
فقط به یاد داشته باشید رفتار و حركات شما بیشتر از گفتارتان به آنها الگو می‌دهد. توجه داشته باشید سرگرمی‌، بازی و شادی كودك شما نیز به اندازه آموزش برایش اهمیت دارد و می‌تواند در بازی و تعامل با افراد دیگر درس‌های ارزنده‌ای را بیاموزد كه تاثیری چندین برابر در پیشرفت‌های فردی و خانوادگی وی داشته باشد.
 
در ضمن در ارتباط با دیگران نحوه ارتباط موثر و اعتماد و احترام را می‌آموزد. پس هرگز نخواهید تمام وقت را در كنار شما باشد.

   


آموزش ترجمه گریه کودک

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



چند روز اول بعد از تولد، نوزاد احتمالاً تمام شبانه روز را خواهد خوابید و به ندرت گریه خواهد کرد. البته هنوز زود است که به این خاطر به خودتان تبریک بگویید. گریه ی نوزاد اغلب چند هفته بعد از تولد شروع و در شش هفتگی به اوج می رسد.

کودکی که گریه می کند در تلاش است تا چیزی به شما بگویید ممکن است بخواهد گرسنگی یا پرخوری و شکم دردش را به شما اطلاع دهد و ممکن است بخواهد بگوید پوشکش خیس و از این بابت ناراحت است. یا بر عکس او آن پوشک مرطوب و گرم را دوست می داشت و حالا که آن را تعویض کرده اند سردش شده است و عصبانی است! ممکن است خسته باشد و دوست دارد به تکان تکان دادن او را بخوابانید یا حوصله اش سر رفته است و انتظار دارد با چیزی او را سرگرم کنید شاید هم می خواهد بگوید از اینکه نمی تواند روی فرش بخزد و به همه چیز دست بزند عصبانی است که البته در این صورت او تمام شش هفت ماه آینده را به گریه می گذارند (اما احتمالاً خزیدن را زودتر شروع خواهد کرد) هنگامی که برای اولین بار نوزادتان را در آغوش می گیرید، تصوری از هیچ یک از این موارد ندارید........

در حقیقت هر چه زودتر نسبت به گریه های او واکنش نشان دهید بهتر است؛ زیرا آرام کردن کودک در ابتدای شروع گریه آسان تر از آرام کردن او در مرحله ی هیستریک و عصبانیت و ناراحتی شدید است.
وظیفه شما چیست؟
گریه ی کودک موجب افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و عرق کردن کف دست های مادر و پدر می شود همچنین شنیدن صدای گریه ی نوزاد ممکن است موجب ترشح شیر شود.
وظیفه شما درک زبان گریه ی نوزادتان است، زیرا گریه نوعی زبان است با درک هر چه زودتر این زبان، فرصت بیشتری برای گوش دادن به قان و غون او دارید و زمان کمتری را به شنیدن جیغ و فریاد او خواهید گذراند. در این مرحله، آنچه نباید انجام دهید. آموزش صبر و حوصله به کودکتان است.
لطفاً ترجمه کنید
اگر چه هیچ کس تاکنون فرهنگ لغتی برای ترجمه ی گریه ی کودک تهیه کرده است، اماریتم و زیر و بم  گریه نوزادتان می تواند کلیه جستجو برای یافتن مشکل باشد.
 
 
خسته: گریه ی زوزه مانند و به نوعی آهنگین، که ممکن است غیر عادی و گاهی همراه با مالش چشم ها و گونه ها باشد.
 
درد شدید ناگهانی: جیغ و به دنبال آن یک سکوت طولانی و سپس یک جیغ دیگر (این حالت را بدون شک بعد از واکسیناسیون فرزندتان خواهید شنید). این نوع گریه و جیغ ممکن است به علت نفخ شکم، گیر کردن پای کودک در فاصله ی نرده های تخت یا فرو رفتن سنجاق پوشک در بدنش باشد.
 
گرسنگی: گریه های کوتاه و موزون و ریتم دار که ناامیدانه به نظر می رسند.
 
اجابت مزاج: بیشتر با یک گریه یا خرناس شروع می شود و اغلب حین غذا خوردن صورت می گیرد.
احساس گرمای زیاد، بیماری یا تب داشتن. گریه ی ناله مانند.
 
عصبانیت یا استیصال: کودک ممکن است هنگام خارج کردن پستانک از دهانش، باز کردن پوشکش یا بدون هیچ دلیل موجهی فریاد های گوش خراشی سر دهد.
 
ملالت و بی حوصلگی: از غرولند شروع و به ضجه و زاری ختم می شود از جا برداشتن کودک بی حوصله موجب قطع فوری گریه اش می شود.

   


چطور بچه پرخاشگر بار نیاوریم؟

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،



همشهری آنلاین:آموزش همدلی به کودک از همان ابتدای زندگی بر رفتار او در آینده اثر می‌گذارد
قلدری و زورگویی یک مشکل رفتاری شایع کودکان و نوجوانان است که ممکن است به آسیب دیدن خود آنها و دیگران منتهی شود. سوالی که در موارد زورگویی کودکان مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان از ایجاد این مشکل در آنها پیشگیری کرد؟

در حال حاضر به طور فزاینده‌ای متخصصان علوم اعصاب، روانشناسان، و متخصصان تعلیم و تربیت اعتقاد دارند که زورگویی و سایر انواع خشونت در با تشویق کودک در سنین پایین با همدلی کردن با دیگران کاهش می‌یابد.

پژوهش‌ها در طول دهه گذشته در مورد "همدلی" (empathy) - به معنای توانایی گذاشتن خود به جای دیگران - نشان داده است این خصوصیت نقش مهمی در این زمینه دارد و شاید بر همه موارد روابط اجتماعی و اخلاقیات انسانی تاثیرگذار باشد.

در نبود همدلی، جامعه‌ای تجزیه‌شده خواهیم داشت که در آن بی‌اعتمادی حاکم است، و دلیلی برای پرهیز از کشتن و فریب دادن دیگران، دزیدن از آنها یا دروغ گفتن به آنها وجود ندارد. تصور بر این است که این توانایی که فرد خود را جای دیگران بگذارد، ذاتی اغلب انسان‌ها باشد، و حتی در برخی از انسان‌نماها مانند شمپانزه‌ها هم دیده می‌‌شود.

شمپانزه‌ها نسبت به رفتار غیرعادلانه نسبت به دیگران اعتراض می‌کنند، از پذیرفتن پاداشی که به حق بدست آورده است، در صورتی که شمپانزه دیگری با انجام دادن همین کار همین پاداش را نگیرد، اجتناب می‌کند.

اولین نشانه‌های همدلی بادیگران به طور شاخص در دوران نوزادی، نوزادان هنگامی که گریه نوزاد دیگری را می‌شنوند، گریه می‌کنند، و بررسی‌ها نشان داده است، کودکان حتی در سنین پایینی در حد 14 ماهگی به طور مشخصی به بزرگسالانی ترجیح نشان می‌دهند که به دیگران کمک می‌کنند تا آنهایی که مانع دیگران می‌شوند.

اما رشد این گرایش ذاتی، مانند رشد زبان، ممکن است تحت تاثیر تجربیات اولیه فرد قرار گیرد. به عنوان نمونه به نحوه بزرگ کردن بچه‌ها در دو جامعه باستان آتن و اسپارت توجه کنید. اسپارت‌ها که تقریبا تنها به طور انحصاری به عنوان جنگجو ستوده شده‌اند، پسرهای طبقه حاکم‌شان را در محیطی از سبعیت سازش‌ناپذیر تربیت می‌کردند، آنها را از 7 سالگی به اردوگاه جنگی می‌فرستادند، و آنها را گرسنگی می‌داندند تا به قدری موزی و ناقلا شوند که تا به نوبه خود با مهارت نسل‌های دیگری از قاتلان بیرحم را پرورش دهند.

در آتن رهبران آینده به صورتی صلح‌آمیزتر و حمایتگرانه‌تر ورد خانه با مادران و پرستاران‌شان بزرگ می‌شدند و از 6 سالگی تعلیم شعر و موسیقی می‌دیدند. آتنی‌ها به پیشگام دموکراسی، هنر، تئاتر و فرهنگ بدل شدند.

درست همانطور که می‌توانیم افراد را برای قاتل‌شدن تعلیم دهیم، می‌توانیم آنها را با همدلی کردن با دیگران بار بیاوریم.

آنچه را یونانیان باستان به طور شهپدی انجام می‌دادند، امروزه پژوهش‌ها هم آن را ثابت می‌کنند. در سال 2007 پژوهشگران اولین بررسی تصادفی‌شده و کنترل شده در مورد بزرگ شدن در یتیم‌خانه را منتشر کردند؛ این بررسی و پژوهش بعدی روی همین نمونه کودکان یتیم رومانیایی نشان داد که در مقایسه با نوزادانی که خانواده‌هایی آنها را به فرزندی پذیرفته‌ بودند، افرادی که در یتیم‌خانه بزرگ شده بودند، ضریب هوشی کمتر، رشد جسمی کمتر، اشکال در ایجاد دلبستگی انسانی، و تفاوت در کارکرد بخش‌هایی از مغز داشتند که به رشد عاطفی مربوط بود.

کودکانی که در یتیم‌خانه بزرگ شده بودند، تجربه قرار گرفتن در کانون توجه محبت آمیز یک خانواده را نداشتند؛ درعوض آنها بوسیله کارمندان که در شیفت‌های چرخشی کار می‌کردند، و بنا به طبیعت این نحوه کار آنها را نادیده می‌گرفتند، مورد مراقبت می‌گرفتند. چنین کودکانی یکی از شدیدترین دلبستگی‌های یک به یک با مظهر پدر که نوزادان در مرحله حساس سنی به آن نیاز دارند، محروم می‌شدند.

بدون این تجربه آنها به زودی می‌آموختند که که دنیایی جایی سرد، ناامن و بی‌ارزش است. نیازهای عاطفی آنها برآورده نمی‌شد، و آنها اغلب در درک یا تحسین احساسات دیگران ناتوان بودند.

حدود 90 درصد رشد مغز در اولین پنج سال زندگی رخ می‌دهد، و اذهان کودکان کمسنی که نادیده گرفته می‌شوند یا آسیب می‌‌بینند، اغلب نمی‌تواند رابطه‌ای میان افراد و لذت برقرار کند. این نقصان ممکن است باعث شود که این افراد بعدها در طول زندگی‌شان نتوانند عشق را بروز دهند.

والدین می‌توانند با نحوه رفتار خود با کودکان‌شان احساس همدلی را در آنها برانگیزند، یا اینکه ایجاد محیط خشن و تنبیهی این احساس را در آنها از بین ببرند.


انضباط بلی ولی تنبیه نه؟

محیط سرد یتیم‌خانه را می‌توان در یک سر طیفی از تنبیه قرار داد، که در طرف دیگر آن ایجاد ساده انضباط قرار می‌گیرد- موضوعی که گاهی حتی در ذهن متوجه‌ترین والدین گاهی با هم مخلوط می‌شود. چگونه باید به کودک تفاوت درست و نادرست را تعلیم داد، بدون اینکه بیش از حد سخت‌گیر بود، یا به حد آزار کودک رسید؟ چه کسی در میان ما هست که صدایش هنگام ٱموزش انضباط به فرزندش بالا نبرده باشد، یا بهتر بگوییم بر سر او فریاد نکشیده باشد.

اما پژوهشگران می‌گویند فریاد زدن بر سر کودک یا زدن او به جای اینکه باعث شود کودک بفهمد برای چه تنبیه می‌شود، تنها باعث ترسیدن او می‌شود. در درازمدت کاربرد معمول تنبیه جسمی، نه تنها نمی‌تواند باعث تغییر رفتار کودک در جهت بهتر شود، بلکه نشان داده شده است که پرخاشگری کودکان را افزایش می‌دهد.

به جای شروع کردن از این فرض که مجبورید تا کودک را بزنید تا کارهای بدش را کنار بگذارد، باید به تعلیم همدلی و دلبستگی به او بپردازید.

به عبارت دیگر با آموختن به کودک برای رفتارها و احساسات خودش را درک کند، شروع کنید، این کار ابزاری اساسی برای درک رفتار و احساسات دیگران در اختیار او قرار می‌دهد.

برای مثال در برخورد با کودکی که به شخص دیگری صدمه زده است، به او کمک کنید تا یاد بگیرد در آن لحظه خودش چه احساسی داشته است. ما همیشه فکر می‌کنیم که باید به کودک بگویم : "می‌دانی فلانی و بهمانی چه احساس ناراحتی بهشان دست داد." اما موفق‌تر خواهیم بود اگر با این جمله شروع کنیم،" تو باید خیلی احساس پریشانی کرده باشی." این شگرد به کودکان کمک می‌کند تا چگونگی احساسات‌شان را توصیف کنند، و بنابراین دفعه دیگر که باز هم چنین اتفاقی افتاد، زبان لازم برای توصیف آن را داشته باشند. دفعه بعد آنها می‌توانند بگویند: "احساسم مثل آن دفعه‌ای بود که فلانی را زدم."

در عین حال باید توجه داشت که آموختن درک رنج دیگران لزوما به معنای آموختن همدلی نیست. و برای همین است که کودکانی برای مثال در خانه آزار می‌بینند، با احتمال بیشتری ممکن است در محیط بیرون به فردی زورگو بدل شوند. مسئله این نیست که آنها نمی‌دانند که صدمه دیدن چه احساسی را ایجاد می‌کند، مسئله این است که آنها خشونت را به عنوان شیوه‌ای برای بیان خشم یا ابراز قدرت آموخته‌اند.

مری گوردون، بنیانگذار یک برنامه مستقر در مدرسه، به نام "ریشه‌های همدلی" که برای آموزش همدلی و دلبستگی به کودکان طراحی شده است و اکنون د ر 3000 کودکستان و مدرسه ابتدایی و راهنمایی در کانادا، و 40 مدرسه در سیاتل در آمریکا در حال اجراست، سعی دارد این مشکل را حل کند.

در این برنامه دانش‌آموزان ماهی یک بار به دیدار تعامل یک والد و نوزاد در کلاس درس می‌روند و ساخته شدن بنیادهای همدلی را مشاهده می‌کنند. هنگامی که نوزاد گریه می‌کند، مربی به مادر و دانش‌آموزان کمک می‌کند، در باره چیزی که نوزاد را می‌‌‌آزارد و اینکه چگونه می‌توان حال او را بهتر کرد، فکر کنند.

به دانش‌‌آموزان یاد داده می‌شود که بچه‌ای که گریه می‌کند، بچه بدی نیست، بلکه بچه‌ای است که مشکلی دارد. دانش‌آموزان با تلاش برای فهمیدن این که نوزد چه مشکلی دارد، می‌‌آموزند که دنیا را از دریچه چشمان نوزاد ببینند، و بفهمند او چه نیازهایی ممکن است داشته باشد، که نمی‌تواند به طور آشکار بیان کند.

توانایی شخصی کودک برای همدالی را می‌توان با تشویق والدین به اینکه خودشان را به الگوی برای رفتار همدلانه تبدیل کنند، تشویق کرد. هنگامی والدین با افراد دیگر با محبت و دلبستگی، بدون خودخواهی و قضاوت کردن برخورد می‌کنند، کودکان رفتارهای آنها را تقلید می‌کنند.

به قول گوردون: “همدلی را نمی‌شود تعلیم داد، اما می‌توان آن را فراگرفت.”

در واقع پژوهش‌ها نشان می‌دهند که قرارگیری ساده در معرض سایر انواع افراد در شرایطی دوستانه می‌تواند همدلی شما را نسبت به آنها افزایش دهد. هر چند که با برخی از جانیان و مجرمان روانی ممکن است نتوان همدلی کرد، در مورد اغلب افراد چنین کاری ممکن است.

   


کمکهای اولیه کودک

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :اموزش نکات ایمنی به کودکان ،





احیای‌ تنفسی‌ كودكان


احیای‌ تنفسی‌ كودكان

1) اطمینان‌ حاصل‌ كنید كه‌ راه‌ تنفسی‌ هنوز باز است‌.

با قرار دادن‌ یك‌ دست‌ روی‌ پیشانی‌ كودك‌ و 2 انگشت‌ از دست‌ دیگر در زیر نوك‌ چانه‌، اطمینان‌ حاصل‌ كنید كه‌ سر او همچنان‌ به‌ عقب‌ خم‌ شده‌ است‌.

2) بینی‌ را فشار ببندید و دهان‌ را باز كنید.

با استفاده‌ از شست‌ و انگشت‌ اشاره‌ خود، قسمت‌ نرم‌ بینی‌ كودك‌ را محكم‌ فشار دهید. دقت‌ كنید كه‌ سوراخ‌های‌ بینی‌ بسته‌ باشند تا جلوی‌ خروج‌ هوا گرفته‌ شود.
دهان‌ كودك‌ را باز كنید.

3) احیای‌ تنفسی‌ را آغاز كنید.

- یك‌ نفس‌ عمیق‌ بكشید تا ریه‌هایتان‌ از هوا پر شود. لب‌های‌ خود را دور لب‌های‌ كودك‌ قرار دهید و دقت‌ كنید كه‌ منفذی‌ برای‌ عبور هوا وجود نداشته‌ باشد.
- به‌طور بی‌وقفه‌ به‌ درون‌ دهان‌ بدمید تا قفسه‌ سینه‌ بالا بیاید. ضمن‌ آنكه‌ سر را خم‌ كرده‌اید و چانه‌ را بالا كشیده‌اید، دهان‌ خود را از روی‌ دهان‌ كودك‌ بردارید و پایین‌ آمدن‌ قفسه‌ سینه‌ را مشاهده‌ كنید. اگر قفسه‌ سینه‌ آشكارا بالا برود و به‌طور كامل‌ پایین‌ بیاید، شما یك‌ تنفس‌ اثربخش‌ داده‌اید.
- دو بار تنفس‌ اثربخش‌ بدهید.

4) نشانه‌های‌ گردش‌ خون‌ را ارزیابی‌ كنید.

- در كمتر از 10 ثانیه‌، با نگاه‌، لمس‌ و سمع‌ به‌ دنبال‌ نشانه‌های‌ گردش‌ خون‌ (مثل‌ تنفس‌، سرفه‌ یا حركت‌) بگردید.
- اگر گردش‌ خون‌ وجود ندارد، به‌ مدت‌ یك‌ دقیقه‌ احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ انجام‌ دهید و سپس‌، با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ كنید.
- اگر گردش‌ خون‌ وجود دارد، ظرف‌ یك‌ دقیقه‌ 20 بار تنفس‌ بدهید و بعد، با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ كنید.
- اگر كودك‌ نفس‌ كشیدن‌ را آغاز كرده‌ اما همچنان‌ بی‌هوش‌ است‌، وی‌ را در وضعیت‌ بهبود قرار دهید.

   


کودک و ایمنی

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :اموزش نکات ایمنی به کودکان ،



تصادف نکردن را به کودکان یاد بدهید


کودکان خود را آموزش دهید تا با فراگیری مهارت های لازم دچار تصادفات خیابانی و جاده ای نشوند. کودکان از مهدکودک تا کلاس سوم ابتدایی (۵ تا ۱۰ سال ) در حال فراگیری استقلال اند. آنها از پیاده روی ، دوچرخه سواری و بازی در خارج ازمنزل لذت فراوانی می برند اماهنوز از خطرات ترافیک و تردد خودروها مطلع نیستند. شما می توانید قوانین امنیتی را به آنها آموزش دهید.

▪ مواردی که دانستن آنها برای والدین ضروری است:

تصادف نکردن را به کودکان یاد بدهید


کودکان خود را آموزش دهید تا با فراگیری مهارت های لازم دچار تصادفات خیابانی و جاده ای نشوند. کودکان از مهدکودک تا کلاس سوم ابتدایی (۵ تا ۱۰ سال ) در حال فراگیری استقلال اند. آنها از پیاده روی ، دوچرخه سواری و بازی در خارج ازمنزل لذت فراوانی می برند اماهنوز از خطرات ترافیک و تردد خودروها مطلع نیستند. شما می توانید قوانین امنیتی را به آنها آموزش دهید.

▪ مواردی که دانستن آنها برای والدین ضروری است:

۱) اغلب والدین تصور می کنند کودکان توانایی رویارویی با ترافیک را دارند در حالی که در واقع آنها هنوز برای این خطر آمادگی ندارند.

۲) کودکان تاقبل ازسن ۱۰ سالگی ، مهارت های لازم برای رویارویی با شرایط خطرآفرین را ندارند.

۳) پسران بیش از دختران در اثر جراحات ناشی از تصادفات خیابانی یا برخورد با ماشین ها جان خود را از دست می دهند.

۴) دوچرخه وسیله نقلیه موردعلاقه کودک است اما نباید به کودک اجازه داد تا قبل از یادگیری قوانین راهنمایی و آشنایی با علائم رانندگی وترافیک درجاده ها و خیابان ها دوچرخه سواری کند. این والدین هستندکه با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی کودک خود را نیز وادار به رعایت می کنند.

۵) کودکان، اغلب قبل از این که در مورد چیزی فکر کنند ، عکس العمل نشان می دهند. یعنی ممکن است کاری را که والدین یا راننده ها انتظار دارند انجام ندهند.

۶) کودکان تصور می کنند اگر آنها راننده را ببینند پس راننده هم حتماً آنها را خواهد دید.

۷) آنها درک درستی از سرعت ندارند و تصور می کنند خودرو هر زمان که لازم باشد متوقف می شود.

تصادف با خودرو یاموتوسیکلت اغلب زمانی رخ داده است که کودکان نزدیک منزل مشغول بازی بوده اند. تمایل آنان به پریدن وسط خیابان یک امر غریزی است و این اتفاقی است که راننده اصلاً انتظار آن را ندارد. تصادف کودکان ۷ تا ۱۲ ساله با خودرو، اغلب هنگام دوچرخه سواری اتفاق افتاده است که جراحات ناشی از این تصادف اکثراً در ناحیه سر و مغز است. این جراحات می تواند منجر به فلج شدن یاحتی مرگ کودک شود. این موارد برای حفظ سلامت و امنیت کودک توصیه می شود.

۱) برای کودک خود محدودیت هایی تعیین کنید: محدودیت های مکانی از جمله جای مناسب برای دوچرخه سواری یا راه رفتن برای آنها تعیین کنید. تا قبل از سن ۱۰ سالگی از آنها انتظار نداشته باشید که متوجه شرایط باشند و خود مسئولیت امنیت خود را به عهده بگیرند.

۲) عادات صحیح قدم زدن را به کودک آموزش دهید؛ به کودکان خود نحوه عبور از خیابان را آموزش دهید و این فرصت را به آنها بدهید که وقتی همراه شما هستند، عبور از خیابان را امتحان کنند.

۳) جای مناسب و امنی برای قدم زدن ، بازی و دوچرخه سواری کودک خود انتخاب کنید. جاهایی دور از خیابان، دور از محل پارک خودروها و مسیر تردد آنها پیدا کنید. به کودک خود خاطرنشان کنید که فقط درمناطق موردنظر بازی کنند. بهترین جا می تواند حیاط های دارای حصار، پارکها یا زمین های مخصوص بازی باشد.

۴) مثال هایی برای آنها بزنید. کودکان با مشاهده رفتار والدین بسیاری از عادات رفتاری را فرا می گیرند بنابراین عبور صحیح از خیابان یا استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری به کودک آموزش می دهدکه باید این شیوه را دنبال کند. وقتی مشغول رانندگی هستید، به محدودیت سرعت توجه کنید و کمربند ایمنی خود را ببندید تا کودک نیز از شما پیروی کند.

   


کودک و ایمنی

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :اموزش نکات ایمنی به کودکان ،




بچه ها از پلیس 

کمک بگیرید .

وقتی در داخل یا بیرون از خانه به مشکلی برمی خورید از پلیس کمک بگیرید .

برای پیدا کردن پلیس ، شماره ۱۱۰ را بگیرید تا پلیس برای کمک پیش شما بیاید .

سعی کنید آدرس منزل و یا شماره تلفن خانه تان را یاد بیگرید و یا آنها را به همراه داشته باشید تا وقتی لازم شد این مشخصات را به پلیس بدهید تا او شما را به خانه تان برساند

   



طبق مطالعات جدید اعلام شده است كه امن ترین نقطه ماشین برای نشستن كودكان مركز (وسط) صندلی های پشت می باشد.

اگرچه محل تعبیه كمربند های ایمنی در ماشین تعیین كننده محل قرار گیری سرنشین های اتومبیل می باشد اما تحقیقات نشان می دهد كه محل نشستن كودكان در ماشین محلی است كه صندلی كودك نصب می شود  و برای دسترسی آسان تر و داشتن دید و تسلط كافی به او بهترین محمل صندلی های پشت و به خصوص مركز آن می باشد . گفته می شود كه در این وضعیت صدمات ناشی از رانندگی به كودك كمتر است

   





کودکان خود را آموزش دهید تا با فراگیری مهارت های لازم دچار تصادفات خیابانی و جاده ای نشوند. کودکان از مهدکودک تا کلاس سوم ابتدایی (? تا ?? سال ) در حال فراگیری استقلال اند. آنها از پیاده روی ، دوچرخه سواری و بازی در خارج ازمنزل لذت فراوانی می برند اماهنوز از خطرات ترافیک و تردد خودروها مطلع نیستند. شما می توانید قوانین امنیتی را به آنها آموزش دهید.مواردی که دانستن آنها برای والدین ضروری است:

اغلب والدین تصور می کنند کودکان توانایی رویارویی با ترافیک را دارند در حالی که در واقع آنها هنوز برای این خطر آمادگی ندارند.
 
کودکان تاقبل ازسن ?? سالگی ، مهارت های لازم برای رویارویی با شرایط خطرآفرین را ندارند.
 
پسران بیش از دختران در اثر جراحات ناشی از تصادفات خیابانی یا برخورد با ماشین ها جان خود را از دست می دهند.
 
دوچرخه وسیله نقلیه موردعلاقه کودک است اما نباید به کودک اجازه داد تا قبل از یادگیری قوانین راهنمایی و آشنایی با علائم رانندگی وترافیک درجاده ها و خیابان ها دوچرخه سواری کند. این والدین هستندکه با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی کودک خود را نیز وادار به رعایت می کنند.
 
 کودکان، اغلب قبل از این که در مورد چیزی فکر کنند ، عکس العمل نشان می دهند. یعنی ممکن است کاری را که والدین یا راننده ها انتظار دارند انجام ندهند.
 
 کودکان تصور می کنند اگر آنها راننده را ببینند پس راننده هم حتماً آنها را خواهد دید.
 
 آنها درک درستی از سرعت ندارند و تصور می کنند خودرو هر زمان که لازم باشد متوقف می شود.
 
تصادف با خودرو یاموتوسیکلت اغلب زمانی رخ داده است که کودکان نزدیک منزل مشغول بازی بوده اند. تمایل آنان به پریدن وسط خیابان یک امر غریزی است و این اتفاقی است که راننده اصلاً انتظار آن را ندارد. تصادف کودکان ? تا ?? ساله با خودرو، اغلب هنگام دوچرخه سواری اتفاق افتاده است که جراحات ناشی از این تصادف اکثراً در ناحیه سر و مغز است. این جراحات می تواند منجر به فلج شدن یاحتی مرگ کودک شود. این موارد برای حفظ سلامت و امنیت کودک توصیه می شود.
 
 برای کودک خود محدودیت هایی تعیین کنید: محدودیت های مکانی از جمله جای مناسب برای دوچرخه سواری یا راه رفتن برای آنها تعیین کنید.
 
 عادات صحیح قدم زدن را به کودک آموزش دهید؛ به کودکان خود نحوه عبور از خیابان را آموزش دهید و این فرصت را به آنها بدهید که وقتی همراه شما هستند، عبور از خیابان را امتحان کنند.
 
 جای مناسب و امنی برای قدم زدن ، بازی و دوچرخه سواری کودک خود انتخاب کنید. جاهایی دور از خیابان، دور از محل پارک خودروها و مسیر تردد آنها پیدا کنید. به کودک خود خاطرنشان کنید که فقط درمناطق موردنظر بازی کنند. بهترین جا می تواند حیاط های دارای حصار، پارکها یا زمین های مخصوص بازی باشد.
 
 مثال هایی برای آنها بزنید. کودکان با مشاهده رفتار والدین بسیاری از عادات رفتاری را فرا می گیرند بنابراین عبور صحیح از خیابان یا استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری به کودک آموزش می دهدکه باید این شیوه را دنبال کند. وقتی مشغول رانندگی هستید، به محدودیت سرعت توجه کنید و کمربند ایمنی خود را ببندید تا کودک نیز از شما پیروی کند.
 

   


باهم بخندیم

چهارشنبه 3 آذر 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :لطیفه های کودکانه ،


زرنگ بازی

مردی به دیدن دوستش رفت.

قبل از رسیدن به خانه دوستش، دید که سر دوستش از پنجره پیداست. همین که در زد، پسر او گفت: بابام از صبح رفته بیرون و هنوز بر نگشته.

مرد گفت: از طرف من به پدرت بگو دفعه دیگر که می رود بیرون ،سرش را هم با خودش ببرد.

 

کاروان

حمام

 

به یک نفر می گویند با «کاروان» یه جمله بساز.

می گوید، «توی حمام هیچ وقت دوش کار وان رو نمی کنه.»

 

نانوایی

یه نفر تو صف نانوایی وایساده بود نانوا بهش گفت: هر کی اومد پشت سرت، بگو نمونه نون گیرش نمیاد طرف هم هر کی اومد بهش گفت: بیا جلوی من وایسا پشت سر من نون گیرت نمیاد.

نصیحت

نصیحت

یه نفر داشته می مرده، بچه هاشو جمع می کنه تا آنها را نصیحت کنه تا بچه هاش نشستن یه دسته چوب از زیر تشکش بیرون آورد و گفت: ببینید بچه ها! شما ها مثل این یه دسته چوب هستید بعد دسته چوب رو داد دست اولی و گفت: ببین می شکنه؟

پسر اولی خیلی راحت همه رو یه جا شکوند! بابا شاکی شد و گفت پاشین برید. شما ها لیاقت ندارید نصیحت تون کنم.

 

   


کدام سالم تر است؟

روزانه چه غذاهایی باید مصرف کنیم تا سالم بمانیم؟



خوردن غذا به ما انرژی می دهد و باعث می شود که ما رشد کنیم و بزرگ شویم. همچنین باعث می شود ما سلامت زندگی کنیم. روزانه ما به خوردن انواع غذاها احتیاج داریم که شامل میوه ها،سبزیجات، گوشت، پروتئین، غلات، لبنیات، مواد قندی، چربی ها و دانه ها می شود.

 

روزانه به چه غذاهایی بیشتر احتیاج داریم؟

میوه ها و سبزیجات مقدار زیادی ویتامین و مواد معدنی به بدن ما می رساند و کمک می کند تا رشد بهتری داشته باشیم. روزانه باید به مقدار 5 وعده یا 5 بار میوه و سبزیجات بخوریم. هر وعده از آن می تواند یک عدد میوه یا یک لیوان آب میوه باشد و برای سبزیجات نیز می تواند مقداری از آنها به عنوان یک غذا مصرف شود. اما یادتان نرود که خوردن سبزیجات برای بدن یک امر ضروری است. پس سبزیجات را به عنوان یکی از وعده های غذایی خود در نظر بگیرید تا بدنی سالم تر داشته باشید. در غذاها معمولا سبزیجات را باید به روش آبپز مصرف کرد تا خواص و ویتامین های موجود در آن حفظ شود، بنابراین به خوبی طعم غذاهای سرخ شده و چرب نیست، اما مفیدتر از آن است، پس اگر از طعم آن خوشتان نمی آید سعی کنید آن را با لذت بخورید زیرا برای بدن شما ضروری و مفید است و اگر می خواهید از سبزیجات بی بهره نمانید آن را یکی از مواد اصلی غذایی خود قرار دهید.

 

حبوبات و غلات و دانه ها موادی همچون نان، برنج، سیب زمینی، ماکارونی و ... می باشند. این مواد و غذاهایی که از این دسته از مواد تشکیل شده است انرژی لازم را به بدن ما می رساند. نصف غذا و موادی که روزانه استفاده می کنیم باید از این گروه باشد.

 

مواد قندی  و چربی ها موادی همچون روغن، بیسکوئیت، شیرینی، شکلات، بستنی و ... می باشند. این مواد انرژی زیادی به بدن شما می رساند و همچنین خوردن آنها برای سیستم اعصاب بسیار اهمیت دارد، اما باید توجه داشته باشید که خوردن زیاد آنها شما را چاق می کند و برای دندان هایتان نیز خطرناک است و به آنها صدمه می زند، به خصوص مواد قندی،که بعد از هر بار مصرف آن مسواک زدن نیز توصیه می شود. روزانه نباید بیش از دو عدد از مواد قندی یا چربی ها بخورید.

کدام سالم تر است؟

گوشت و پروتئین که شامل مرغ، ماهی، تخم مرغ، گوشت حیوانات و ... می باشند. این غذاها قسمت اعظمی از مواد معدنی را به بدن ما می رساند. و بدن را در ساخت و ساز و بازسازی خود کمک می کند. یعنی اگر بدن شما آسیب دیده باشد، این مواد سلول های آسیب دیده را بازسازی می کند. با اینکه این مواد برای بدن بسیار مهم هستند، اما خوردن روزانه ی مقدار کمی از آنها ما را سالم نگه می دارد. این مواد می تواند حدود 10 در صد از مواد غذایی ما را تشکیل دهد.

 

لبنیات که شامل شیر،پنیر، ماست و ... می باشد. این مواد کلسیم لازم را به بدن می رساند. کلسیم کمک می کند تا دندان ها و استخوان ها محکم بماند.

با خوردن صحیح این مواد می توانید بدنی سالم و قدرتمند داشته باشید. و همچنین در خوردن سبزیجات سخت نگیرید.

   


لطیفه های با مزه

شنبه 29 آبان 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :لطیفه های کودکانه ،


اولی : چرا گریه می كنی؟

دومی : چون اگر یك دقیقه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی ماندم

اولی : ولی طوری گریه می كنی كه انگار اتوبوس دو ساعت پیش رفته بود


خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟

فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم


معلم: چند وقت است كه حمام نرفتی؟

شاگرد: از موقعی كه امیركبیر در حمام كشته شد


 

معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟

شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه 



پدر : حالا كه رفوزه شدی به كسی نگو تا آبرویت نرود

پسر: چشم پدر، به همه سفارش كردم تا به كسی نگویند




 

پنی سیلین
یه روز شخص خسیسی روی خودش آب یخ می ریخته! یکی می بیندش و ازش می پرسه: چرا این كار رو می کنی؟! می گه: می خوام سرما بخورم! با تعجب می پرسه: چرا؟ می گه: آخه یه «پنی سیلین» تو خونه دارم، تاریخ مصرفش داره می گذره!
.
.
.


پیك نیك
یكروز سه تا دوست با هم میروند پیك نیك. اولی می گوید: نهار را من می آورم. دومی می گوید: نوشابه را هم من می آورم. سومی كه زرنگ بود می گوید: خوب همه چیز را كه شما آوردید، من هم داداشم را می آورم.
.
.
.


تور ماهیگیری

یه روز یه نفر می ره ماهی بگیره، تور رو می اندازه تو دریا؛ اما هر چی می كشه در نمی یاد. می ره زیر آب، می بینه ماهیها تور رو بستن، دارن والیبال بازی می كنن
.
.
.


چاه آب
یه نفر داشته از كنار چاهی رد می شده، می بینه یكی از ته چاه داد می زنه: كمك كنید، شما را به خدا كمك كنید... . طرف روی چاه خم می شه و جواب می گه: آخه آدم حسابی، ته چاه جای گدایی كردنه؟!!
.
.
.






خنده....خنده

آب

به فردی می گن: اگه آب نبود، چی می شد؟ می گه: اون وقت شنا یاد نمی گرفتیم، بعد غرق می شدیم!

انگشت

یه نفر می ره دكتر و می گه: من همه جام درد می كنه. دكتر: خب، نشون بده ببینم. طرف هم دست می زنه به سر و صورت و دست و پا و گردن وناله می کنه. دكتر: جان من، شما هیچ جات درد نمی كنه، شما انگشتت شكسته!

بلیط اتوبوس

تو یه شهری، قیمت بلیت از 20 تومن به 10 تومن می رسه، مردم شهر اعتراض می كن.

ازشون می پرسن: واسه چی اعتراض كردین؟! می گن: چون قبلا كه پیاده می رفتیم، 20 تومن به نفعمون بود؛ اما حالا 10 تومن به نفعمونه!

پارچه

پسری برای حل مسئله ریاضی‌ از پدرش پرسید: اگر ۵ متر پارچه از یك مغازه و ۹ متر از مغازه ای دیگر برداریم، در نهایت چه خواهیم داشت؟ پدر فورا جواب داد: دو سال حبس!





 


 


جوجه عصبانی
یه جوجه با مامانش دعواش می شه .میره توحیاط میگه : پیشی پیشی بیا منو بخور!
 

اسید سولفوریك!
معلم از حسن سئوالی پرسید كه جواب آن اسید سولفوریك می شد اما حسن هر چه فكر كرد نتوانست جواب دهد.
معلم گفت: حسن چرا مطالعه نكردی؟
حسن گفت: آقا جوابش نوك زبونمه!
معلم گفت: زود باش برو آب دهانت را خالی كن تا زبانت سوراخ نشده!

   


تربیت کودک پیش دبستانی

شنبه 29 آبان 1389 نویسنده: هستی زمانی | نوع مطلب :روانشناسی کودکان ،


مراحل ابتدایى زندگى كودك، بس اهمیت دارد و چون مستقیما در او نباید نفوذ و تصرف كرد و باید او خود به گزینش و انتخاب شایسته پردازد؛ لذا باید محیط او را مساعد و آماده ساخت. (یعنى: محیطى پر از نشاط، خوش‏رویى، اعتماد، صداقت، جوشش و همكارى باشد؛ دیدنى‏هاى خوب، مددیار آموزش و پرورش كودك شود؛ مثلا: هم‏چنان كه عصبانیت مادر قبل از تولد فرزند، بر نیروى حیاتى او لطمه مى‏زند و او را عصبى مى‏كند، قطعا به هنگامى كه فرزند با چشم و گوش، در برابر عصبانیت‏هاست، شدیدتر اثر مى‏گیرد و به همین قیاس، از صفا و آرامش دامان مادر نیز اثرهاى نیكو برداشت خواهد كرد


اسلام میل به فرزندیابى را ستوده است و قطعا بى‏تأثیر در ایجاد نشاط مادر، در ایام باردارى و پس از آن نخواهد بود و بعد به دوست داشتن فرزند ترغیب كرده است كه این امر هم، عامل دیگرى براى نشاط خانواده، خواهد بود.

بهداشت ایام باردارى تا زایمان را تأكید مى‏كند؛ كه در سلامت جسمى فرزند مؤثر است و پس از آن نیز ضامن سلامت او خواهد بود. نیز گوید كه: كودك را باید گرامى داشت و به اصطلاح، داخل آدم شمرد و آن‏چه مایه‏ى ناگوار آمدن اوست، نباید كرد (گرچه بعدها اگر احساس شد كه حال فرماندهى مى‏خواهد پیدا كند، نیز، باید پیش گرفت و این دقایق را چشم و احساس تیز و نافذ مادر و مربى تواند دریافت).

اسلام مراحل پرورشى را چنین قرار مى‏دهد:

مرحله‏ى اول - 2 ماهگى تا 6 یا 7 سالگى.

مرحله‏ى دوم - 7 تا 12 یا 14 سالگى.

مرحله‏ى سوم - 14 تا 21 سالگى.

(و در این‏جا مراحل، همه جا وظیفه‏ى مهم تربیتى با مربیان است و كودك غالبا بهره‏بردارى مى‏كند و تا بر خود و بر محیط خویش، قدرت نفوذ و تصرف، به طور مطمئن، نیافته است؛ باید مراقب و راهنمایى و یارى شود).

در مرحله‏ى اول - كودك به بازى نیاز دارد  (اما بازى مناسب و موافق استعداد و ذوق). در همین مرحله به او خواندن و نوشتن بیاموزد (دستور اسلام) و باید كه او حتى المقدور آزاد باشد.

در شش سالگى، كودك افكار و اطلاعات خود را شكل و تصویر مى‏دهد تا به دیگران، بدان وسیله، مكنونات درونى خود را بفهماند و همین وقت، آغاز تربیت او است.

این جاست كه تصویرها به خوبى مى‏توانند با زبان خود، كودك را به بسیارى از حقایق و آداب و وظایف آشنا كنند و عواطف او را جلب نمایند و عقل او را آموزگار مناسب باشند. در این دوران، مى‏توان پاسخ سؤالات بسیار وى را با زبان تصویر، به سادگى بیان كرد و مدل‏هاى لایق را به او ارائه نمود.

اگر طفل را به حال خود گذاریم، بیشتر و بهتر فكر مى‏كند؛ ولى ممكن است نتواند افكار خود را به ما نمایش دهد.

باید اجازه داد كه خود او بگردد؛ اشیا را دست‏مالى كند و احساسات خود را بروز دهد.

(ما نباید «فكر كردن» را به او بیاموزیم؛ مثلا به وسیله‏ى اسباب‏بازى‏ها و وسایل مخصوص كودكستان‏ها - كه با تداعى مصنوعى، مغز كودك را پر مى‏كند - بلكه باید او را در برابر صحنه‏ها و اشیایى قرار دهیم كه خود بیندیشد و دریابد و گاه، با احتیاط و بسیار مختصر، او را راهنمایى كنیم).

   


عكس‏العمل كودكان در مقابل دیدار پزشك بسیار متفاوت است. برخى بسیار خجالتى و ساكت مى‏شوند، برخى جیغ مى‏زنند و برخی ...چگونه مى‏توان اضطراب ناشى از ملاقات پزشك را در كودكان كاهش داد؟

چگونه مى‏توان اضطراب ناشى از ملاقات پزشك را در كودكان كاهش داد؟...


اطفال معمولاً نگرانى خاصى از مراجعه به پزشك دارند كه این ترس وصف‏ناپذیر است. اما باید دید آیا پزشك به كودك صدمه مى‏رساند؟ آیا كودك مجبور است لباسش را در آورد؟ آیا پزشك حتما به وى آمپول مى‏زند؟ اینها همه تصورات باطلى است كه ممكن است در ذهن كودك وجود داشته باشد.


عكس‏العمل كودكان در مقابل دیدار پزشك بسیار متفاوت است. برخى بسیار خجالتى و ساكت مى‏شوند، برخى جیغ مى‏زنند، داد مى‏كشند و مى‏لرزند و تعداد اندكى مى‏خندند یا ریسه مى‏روند.

كودكان بیمار ممكن است احساس گناه كنند زیرا فكر مى‏كنند كارى انجام داده‏اند كه باعث بیمارى و دردشان شده و مستحق تنبیه هستند.

كلید اصلى حل این مشكل و برطرف كردن ترس دوران كودكى از ملاقات پزشكى، شناسایى این ترس و گفتگوى زیاد در مورد آن با كودك است. با وجود آنكه تعداد كمى از كودكان مشكلى با این موضوع ندارند، بسیارى از آنها بخصوص سنین 1 تا 6 سال از دیدن افراد بیگانه و حتى پزشك نگران مى‏شوند.

در اینگونه مواقع لازم است والدین ذهن كودكان را پرورش دهند و با استفاده از كتاب داستان‏هاى مصوّر، چگونگى ملاقات كودكان با پزشك را براى فرزند خود توضیح دهند. حتى باید براى كودك وسایل پزشكى بخرند و آنها را به كودك نشان دهند تا ترسش فرو ریزد.

مادران باید كودك را قبل از مراجعه به پزشك آماه كنند و شب قبل و حتى در راه مطب همه چیز را برایش توضیح دهند. وقتى او آماده شد، با اطمینان و اعتماد مى‏تواند با این مسئله برخورد كند. والدینى كه با كودك در مورد ملاقات مفید با پزشك صحبت مى‏كنند، بى‏تردید یك ارتباط خوب را پایه‏ریزى مى‏نمایند. یك نگرش مثبت، مراجعه به پزشك را لذت‏بخش مى‏كند. در واقع والدین مى‏توانند با گفتن جملاتى نظیر «ما امروز پیش پزشك مى‏رویم كه ببینیم تو چقدر رشد كرده‏اى»، دكتر رفتن را موجه‏تر كنند.

در شرایط ایده‏آل مى‏توان امكانى فراهم آورد تا ملاقات‏هاى مقدماتى صورت گیرد، یعنى ملاقات‏هاى 5 تا10 دقیقه‏اى با پزشك كه ضمن آن كودك و والدینش امكان گفتگوى غیر رسمى را با وى داشته باشند. در طى این ملاقات‏ها والدین ممكن است در مورد سابقه و روش‏هاى درمانى پزشك تحقیق كنند. ارتباط متقابل بین كودك و پزشك را بررسى نمایند و یا در مورد سوابق پزشكى كودك بحث كنند. این ملاقات‏ها باعث مى‏شود كودكان بدون كمترین اضطرابى با پزشك روبه‏رو شوند.

زمانى كه كودكان بدانند هیچ اتفاق خاصى نمى‏افتد، احساس راحتى مى‏كنند و در واقع ترس‏شان از بین مى‏رود. والدین مى‏توانند براى تصمیم‏گیرى در انتخاب پزشك از كودك‏شان كمك بگیرند. در هر ملاقات با پزشك، صداقت داشتن بهترین سیاست است. والدینى كه به كودك‏شان آنچه را انتظار دارد مى‏گویند، ریشه‏هاى اعتماد را محكم‏تر مى‏كنند. اگر ملاقات پزشك براى ارزیابى دوره‏اى سلامت كودك باشد، او باید رشد كودك را اندازه گرفته و سلامتى‏اش را كنترل كند. اطمینان داشته باشید كه با وجود شرایط فوق، كودكان حتما به پزشك مراجعه مى‏كنند. اگر ملاقات پزشك براى تشخیص و درمان بیمارى است، براى كودك توضیح دهید كه دكتر نیاز دارد براى كمك به وى آزمایشاتى را انجام دهد.

زمانى كه نیاز به واكسن زدن یا خون گرفتن باشد، به كودك بگویید كه آمپول درد كمى دارد و خیلى زود خوب مى‏شود. اگر كودك به آنچه توقع دارد، رسیده باشد ترسش كمتر مى‏شود.

آماده كردن كودك براى دیدار پزشك بسیار اهمیت دارد. والدین باید توضیح دهند كه پزشك مى‏خواهد سوابق بیمارى وى را بشنود، بنابراین باید به پزشك بگوید چگونه بیمارى شروع شده، علایم آن چه بوده و آیا شخص دیگرى در مدرسه یا همسایگى آنها این بیمارى را داشته یا خیر؟

سوابق بیمارى بسیار اهمیت دارد و اغلب، اهمیت آن از دادن آزمایش براى تشخیص بیمارى بیشتر است. پزشك معمولاً براى طفل و خردسال توضیح مى‏دهد كه بیمارى چگونه به وجود آمده تا هر گونه تشویش و نگرانى او را از بین ببرد.

یافتن پزشك متخصص كودكان خیلى مشكل نیست. بیشتر پزشكان كه كودكان را معالجه مى‏كنند، بر اساس انتخاب عمل مى‏كنند نه شانس و طبیعتا شما به دنبال پزشكى هستید كه مطلع، صبور و علاقه‏مند به كارش بوده و با كودكان ارتباط خوبى داشته باشد. 

حال اگر كودك‏تان كمى بزرگ است، از او بخواهید در انتخاب پزشكش به شما كمك كند.

پیشنهادات ذیل براى كمك به كودك شما ارائه شده تا بر ترسش از پزشك غلبه كند.

 
. اول از همه، پزشكى را انتخاب كنید كه بچه‏ها را دوست داشته باشد.
. در مورد مراجعه به پزشك با كودك‏تان صحبت كنید. سعى كنید با استفاده از وسایل پزشكى دكتر رفتن را تجربه نمایید.
.هرگز، هرگز، هرگز نگویید «اگر بچه بدى باشى، دكتر به تو آمپول مى‏زند.» تهدیدهاى دیگر را نیز با استفاده از لفظ پزشك به كار نبرید، زیرا كودك باید بداند آمپول زدن تنبیه نیست.
.ملاقات‏هاى مقدماتى با پزشك ترتیب دهید تا اضطراب كودك كاهش یابد.
.آشنایى با مطب و پزشكى كه كودك مى‏تواند با آن احساس راحتى كند، بسیار اهمیت دارد

   


بهترین سن برای آموزش موسیقی به کودکان

هدف از آموزش موسیقی به کودکان، تقویت درک و تخیل و شکوفایی استعدادهای آنهاست.         

اغلب افراد از موسیقی لذت می برند و آن را شکلی از سرگرمی گذرا می دانند، اما برای افرادی که به طور جدی از دوران کودکی به تعلیم نواختن یک ساز می پردازند، تجربه موسیقی ممکن است چیزی بیشتر از این باشد....

پژوهش های اخیر نشان می دهد که میان آموزش موسیقی در دوران کودکی و تقویت برخی توانایی های ذهنی دیگر ارتباط محکمی وجود دارد.در یکی از این تحقیقات در موسسه موسیقی و ذهن در دانشگاه مک مستر در کانادا، پژوهشگران گروهی از کودکان در سنین پیش از مدرسه را که درس موسیقی می گرفتند با کودکانی که به کلاس موسیقی نمی رفتند، مورد مقایسه قرار دادند. کودکانی که آموزش موسیقی دیده بودند، پاسخ های مغزی قوی تری به شماری از آزمایش های تشخیص صدا نشان دادند.


این پژوهش بیانگر این بود که ظاهرا آموزش موسیقی باعث تغییر بخشی از قشر مغز می شود که مسوول شنوایی در کودکان است، اما آیا ممکن است آموزش موسیقی درکودکی تاثیر گسترده تری بر مغز داشته باشد و نحوه تفکر و شناخت را تغییر دهد؟ بررسی فوق روی کودکان نشان داد حتی یک یا دو سال آموزش موسیقی براساس آزمایش هایی که تکانه های الکتریکی و مغناطیسی در مغز را ثبت می کنند، باعث تقویت حافظه و توجه می شود. بنابراین تصور بر این است که آموزش موسیقی (نه لزوما گوش دادن منفعل به موسیقی) بر توجه و حافظه اثر می گذارد و از طریق همین ساز و کار ممکن است باعث یادگیری بهتر در شماری از حوزه های شناختی شود. دلیل این تاثیر آموزش موسیقی بر افزایش توانایی مغزی ممکن است این باشد که مهارت های حرکتی وشنوایی مورد نیاز برای نواختن یک ساز در یک ارکستر با دیگر افراد به شدت نیاز به توجه، حافظه و توانایی مهار سایر کنش ها دارد. تنها گوش دادن ساده به موسیقی موتسارت، یا هر موسیقیدان دیگری باعث بهبود توانایی توجه و حافظه نمی شود. در یک بررسی دیگر که در دانشگاه هاروارد انجام شد، رابطه میان آموزش موسیقی در ابتدای کودکی و تقویت مهارت های حرکتی و شنوایی و همچنین بهبود در توانایی گفتاری و استدلال غیرشفاهی مشاهده شد.

دانشمندان همچنین کشف کرده اند که تعلیم سازهای متفاوت باعث تاثیرگذاری بر نواحی متفاوتی از مغز می شود. تغییرات در مغزهای آوازخوانان در محل هایی اندکی متفاوت نسبت به تغییرات مغز نوازنده سازهای زهی یا کی برد رخ می دهد. در یک بررسی دیگر که در دانشگاه اوهایو انجام شد، پژوهشگران نشان دادند که آموزش موسیقی به کودکان باعث می شود که پاسخ دهی شنوایی آنها به حد کودکی ۲ تا ۳ سال بزرگ تر از آنها برسد. هرچند که لزوما ضریب هوشی یا خلاقیت آنها افزایش نمی یابد.

به گفته این پژوهشگران هنگامی که فردی مرتبا به صدایی گوش می دهد، به خصوص صدایی که مانند موسیقی یا گفتار، هارمونیک یا معنادار است، سلول های مغزی مربوط در پاسخ دهی ترجیحی به این صداها در مقایسه با صداهای دیگر تقویت می شوند. بر اساس یافته های این پژوهشگران تغییرات ناشی از گوش دادن مرتب موسیقی با بالارفتن سن افزایش می یابد.

یک بررسی دیگر در دانشگاه تورونتو مستقیما به این موضوع پرداخت که آیا کسب توانایی موسیقیایی می تواند کودک را باهوش تر کند یا نه. انجام چنین ارزیابی های همیشه مشکل است زیرا کنترل میزان تاثیر سایر عوامل موثر بر هوش مانند میزان درآمد یا تحصیلات والدین مشکل است. با این وجود این تحقیق نشان داد صرفا گوش دادن به موسیقی دست کم در کوتاه مدت به توانایی فرد در انجام برخی از آزمون های شناختی کمک می کند. همچنین آموزش واقعی موسیقی در کودکان به موفقیت طولانی مدت تر آنها در انجام این آزمون ها می انجامد.

موتسارت هم از ۵ سالگی شروع کرد موتسارت موسیقی دان نابغه اتریشی در دوران کودکی استعداد فوق العاده موسیقیایی اش را نشان داد. او از ۵ سالگی ساختن موسیقی را با پیانو و ویولن شروع کرد و در دربارهای اروپایی اجرای موسیقی را ادامه داد. در ۱۷ سالگی موسیقی دان شهیر دربار سالزبورگ شد. او در طول سال های بعدی عمرش که ۳۵ سال بیشتر ادامه نیافت، شمار بسیاری از شاهکارهای موسیقی را آفرید. پدر موتسارت یک معلم حرفه ای موسیقی بود و از همان سنین پایین به آموزش موسیقی کودکان اش می پرداخت. هنگامی که خواهر ۷ ساله موتسارت از پدرش درس پیانو می گرفت، موتسارت ۳ ساله مجذوب آن شده بودوبه قول خواهرش، اغلب وقت اش را با کلیدهای کلاویه ور می رفت و وقتی صدای خوبی از آن در می آورد خوشحال می شد.

   



   شما دلتان می‌خواهد بچه‌های باهوشی داشته باشید یا نه؟ احتمالاً مثل هر پدر و مادر دیگری می‌گویید: بله. اما باهوش بودن، ذاتی است یا اکتسابی؟ سوال اصلی بحث، همین است و جوابش اینکه: با وجود تاثیر عوامل ژنتیکی در تعیین سطح هوش بچه‌ها، تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهند که به ‌کارگیری روش‌های معین، می‌تواند ضریب هوشی و سرعت یادگیری کودکان را افزایش بدهند. پس اگر دلتان می‌خواهد کودکانی باهوش داشته باشید توصیه های زیر را جدی بگیرید..


1- بازیهای فکری

به تدریج با بازیهایی چون، شطرنج، مار و پله، فکر و بکر، چیستان، جدول، حروف چینی با اشکال ابتدایی،... انعطاف پذیری قدرت ذهنی وی را افزایش داده و باعث تحریک توانایی های فکری، ایجاد ذوق و اشتیاق برای حل ناهمواری ها در تصمیم گیری ها و آینده وی شوید. ناهنجاری ها و افکار آزار دهنده ی موجود در خانواده را از ذهن او دور کرده و به جای آن با طرح مشکلاتی ساده و قابل حل، با سیاستی ماهرانه، وی را به کمک و کشف راه حلی برای آنها، وادار کنید.

2- آیا استعداد، امری ذاتیست یا اکتسابی؟

همواره این سوال فکر والدین را به خود مشغول می کند که آیا استعداد می تواند به مرور زمان از محیط کسب شود یا خیر؟ طبق تحقیقات اخیر، بخشی از استعداد، ارثی و بخشی دیگر می تواند با افزایش قدرت یادگیری و پرورش ذهن او، تقویت شود. در ادامه به نکاتی برای نیل به این هدف اشاره می کنیم:

کاملاً می دانیم که کار غیرقابل تحملیست، اما به صداهای بازی کودک خود، گوش فرا دهید و دقّت کنید، پرورش هوش و ذهن، با نوارهای آموزشی موسیقی برای او مفّرح و لذّت بخش است، همچنین براساس مطالعات محققان دانشگاه تورنتو، استفاده از این نوارهای آموزشی در غالب موسیقی، علاوه بر تقویت میزان ضریب هوشی، قدرت بهره گیری از هوش و استعداد را در عملکرد کودک در دوران ابتدایی، بلوغ و نهایتاً در آینده وی افزایش می دهد.

فواید شیر مادر

از نظر علمی ثابت شده است که تغذیه نوزادان توسط شیرمادر، نه تنها باعث رشد او می شود، بلکه به دلیل دارا بودن انواع مواد مغذی، ویتامین ها و دیگر نیازهای اساسی، احتمال مبتلا به انواع امراض را کاهش می دهد. دانشمندان دانمارکی طبق تحقیقات اخیر خود، اعلام کرده اند که نوزادانی که حداقل به مدت 9 ماه از شیر مادر تغذیه می کنند به نسب کسانی که تنها یک ماه یا کمتر و یا کودکانی که از شیر خشک استفاده می کنند، دارای ضریب هوشی و استعداد بیشتری هستند. اگر تمامی مادران بطور کامل از فواید شیردهی و تأثیر آن در بزرگسالی کودک خود مطلع شوند، دیگر کمتر از این کار امتناع می کنند.

پرورش جسمانی

با انجام مطالعات اخیر در ایالات متحده آمریکا، ثابت شده است، افزایش فعالیت جسمانی، پرورش اندامها و قدرت دستیابی به موفقیتهایی هر چند کوچک در این زمینه در دوران دبستان، باعث افزایش حس تمایل به کارهای گروهی و انجام امور اجتماعی خود در آینده خواهد شد. همچنین آنان معتقدند 81% زنانی که امروزه موفق تر و فعال تر هستند، در دوران مدرسه ابتدایی به بعد، عضو تیمهای ورزشی مدرسه و همواره در حال پرورش اندام ها و رشد عضلانی خود به مرور زمان بودند. بنابراین بجای نشاندن آنها جلوی تلویزیون، بازیهای کامپیوتری مضر و ...، کودکان خود را به پیاده روی، فعالیّت جسمانی و شرکت در کلاسهای ورزشی مدرسه تشویق کنید.

استفاده از بازیهای کامپیوتری مفید

برخی از این نوع بازیها به جز افزایش خشونت و پرخاشگری و حس تن پروری فایده ی دیگری ندارند، اما لازم به ذکر است، شما خود می توانید با دخالت در انتخاب بازیهای آنها که از نظر عملی و آموزشی صرفا" جهت پرورش فکر کودکان، حتی کودکان خردسال، طراحی شده است، بر سرعت موتور مهارتهای فکری کودک خود بیافزایید، حتی اخیراً در بعضی از کلاسهای مدارس، ساعاتی را برای بازیهای ویدئویی مفید برای پرورش ذهن و استعداد دانش آموزان، اختصاص داده اند.

مواد خوارکی مضر

غذاهای بسیار شیرین، مواد خوارکی مضر (مثل، پفک، چیس، و...) را از برنامه غذایی کودک خود(به خصوص در سنین پایین – تا سه سال)، حذف و به جای آن با ترتیب و تغذیه ای سرشار از مواد غذایی مفید، ویتامین ها، املاح معدنی، کلسیم، آهن و ...زمینه ی رشد جسمی و ذهنی کودک خود شوید. او با یک تغذیه غلط، بعلاوه کمبود آهن، املاح، ویتامین ها و...، در تحصیلات و آینده خود، دچار اختلال و ضعف هایی می شود که در اثر بی اهمیتی به تغذیه ی مناسب و رشد او در سنین کودکی ایجاد شده است.

حس کنجکاوی و کنکاش او را تقویت کنید.

کارشناسان معتقدند، والدینی که همواره طی بازیهای کودکان و دیگر علاقه مندی های او در سنین %

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic